تنش‌های اصلی

قبلاً درباره تنش‌های اصلی در مسائل تنش صفحه‌ای صحبت کردیم. یاد گرفتیم که اگر σ 1 و σ 2 تنش‌های اصلی در یک مسئله دوبعدی باشند، در صفحات متناظرشان تنش برشی وجود ندارد و آنها بیشینه و کمینه تنش‌های عمودی هستند.

در این بخش، می‌خواهیم دوباره به این سؤال پاسخ دهیم: آیا صفحه‌ای وجود دارد که بردار تنش روی آن کاملاً عمودی و بدون مؤلفه برشی باشد؟ اگر چنین صفحاتی وجود داشته باشند، جهت‌های عمود آنها را جهت‌های اصلی و تنش‌های عمودی متناظر را تنش‌های اصلی می‌نامیم.

شرط تنش صرفاً عمودی

قبلاً یاد گرفتیم که بردار کشش (که بردار تنش نیز نامیده می‌شود) روی یک صفحه اریب که بردار یکه عمود آن 𝐧 ^ است، از طریق قابل محاسبه است، جایی که 𝝈 تانسور تنش است. همچنین به طور کلی، بردار تنش می‌تواند به دو مؤلفه تجزیه شود: یک تنش عمودی، σ n ، که عمود بر صفحه عمل می‌کند، و یک تنش برشی، τ n ، که موازی با صفحه عمل می‌کند.

تنش عمودی σ n تصویر بردار کشش بر روی جهت عمود است: مؤلفه برشی بزرگی بخش باقی‌مانده بردار کشش است: هدف ما یافتن صفحه‌ای است که مؤلفه برشی صفر باشد ( τ n = 0 ). این شرط برقرار است اگر و تنها اگر بردار کشش 𝐭 با بردار عمود 𝐧 ^ موازی باشد. به‌طور ریاضی، این بدان معناست که بردار کشش باید مضرب اسکالری از بردار عمود باشد: در اینجا، اسکالر تناسب، σ n ، بزرگی تنش عمودی روی آن صفحه است.

فرمول‌بندی مسئله مقدار ویژه

با جایگذاری معادله (1) در معادله (4)، به دست می‌آوریم: این معادله به دنبال جهتی 𝐧 ^ است که در آن اعمال تانسور تنش 𝝈 به برداری موازی با خود 𝐧 ^ منجر شود.

برای سهولت در دستکاری، می‌توانیم ترانهاده این معادله را بگیریم. با توجه به اینکه تانسور تنش متقارن است ( 𝝈 T = 𝝈 )، معادله قبلی به صورت زیر در می‌آید:1 𝝈 𝐧 T = σ n 𝐧 T به فرم ماتریسی، این چنین بیان می‌شود: این یک مسئله مقدار ویژه کلاسیک است.2 ما به دنبال مقادیر ویژه σ n و بردارهای ویژه متناظر 𝐧 از تانسور تنش 𝝈 هستیم.

حل برای تنش‌ها و جهات اصلی

برای یافتن مقادیر σ n که برای آنها جواب غیربدیهی برای 𝐧 وجود دارد، سمت راست (6) را به صورت زیر می‌نویسیم جایی که I ماتریس یکه است. سپس معادله را بازآرایی می‌کنیم: یا به طور معادل جواب غیربدیهی برای 𝐧 وجود دارد اگر و تنها اگر دترمینان ماتریس ضرایب صفر باشد.3 این منجر به معادله مشخصه می‌شود: بسط این دترمینان یک معادله درجه سه برای σ n به دست می‌دهد: جایی که 4

برای هر ماتریس متقارن حقیقی، تمام مقادیر ویژه آن اعداد حقیقی هستند. بنابراین، معادله (12) سه جواب حقیقی دارد. سه ریشه این معادله، که با σ 1 , σ 2 ، و σ 3 ، ( σ 3 σ 2 σ 1 ) نشان داده می‌شوند، مقادیر ویژه تانسور تنش هستند. این مقادیر خاص به عنوان تنش‌های اصلی شناخته می‌شوند.

برای هر تنش اصلی (مقدار ویژه)، می‌توانیم دستگاه معادلات خطی را حل کنیم تا بردار ویژه متناظر 𝐧 را بیابیم. این بردارها جهات اصلی را تعریف می‌کنند. صفحاتی که بردارهای عمودشان با این جهات اصلی هم‌راستا هستند، صفحات اصلی نامیده می‌شوند.

از جبر خطی می‌دانیم که سه سناریوی مختلف داریم: ۱. اگر تنش‌های اصلی متمایز باشند، آنگاه سه جهت اصلی متقابلاً عمود هستند. حالت برش خالص مثالی از این سناریو است. ۲. ممکن است دو تنش اصلی برابر باشند، اما سومی متفاوت باشد. تنش کششی خالص مثالی از این سناریو است. در این حالت، جهت اصلی (بردار ویژه) متناظر با تنش اصلی متمایز، عمود بر یک صفحه است. هر جهتی در آن صفحه یک جهت اصلی است. بنابراین، در این صفحه، می‌توانیم دو جهت متمایز انتخاب کنیم به‌طوری که با عمود این صفحه سه جهت متقابلاً عمود تشکیل دهند. ۳. تمام تنش‌های اصلی برابرند. در این حالت هر جهتی یک جهت اصلی است، و بدیهی است که می‌توانیم سه جهت متقابلاً عمود داشته باشیم.

از این سه سناریو، آموختیم که همواره می‌توانیم یک مکعب (که هر وجه آن بر یک جهت اصلی عمود است) بیابیم به‌طوری که هیچ تنش برشی روی وجوه این مکعب وجود ندارد.

بنابراین، برای هر حالت تنش داده شده، سه صفحه متقابلاً عمود وجود دارد، که به عنوان صفحات اصلی شناخته می‌شوند، و مؤلفه تنش برشی روی آنها صفر است. تنش وارد بر این صفحات کاملاً عمودی است، و بزرگی این تنش‌ها همان تنش‌های اصلی هستند، که با حل مسئله مقدار ویژه برای تانسور تنش به دست می‌آیند.

چگونه تنش‌های اصلی را بیابیم

به جای تشکیل معادله مشخصه (12): σ n 3 I 1 σ n 2 I 2 σ n I 3 = 0 و تلاش برای حل آن (مثلاً به صورت عددی)، می‌توانیم از بسته‌های نرم‌افزاری ریاضی مانند NumPy، MATLAB، Mathematica، یا Wolfram Alpha استفاده کنیم. این ابزارها قادر به یافتن مقادیر ویژه (تنش‌های اصلی) و بردارهای ویژه (جهات اصلی) یک ماتریس مربعی هستند.

Wolfram Alpha می‌تواند برای تعیین تنش‌های اصلی استفاده شود.

توجه داشته باشید که بردارهای ویژه بازگردانده شده توسط این برنامه‌ها معمولاً بردارهای یکه نیستند (یعنی طول آنها برابر ۱ نیست). اگر نیاز به یافتن کسینوس‌های هادی برای یک جهت اصلی داشته باشیم، باید بردار ویژه متناظر را با تقسیم هر یک از مؤلفه‌های آن بر بزرگی (طول) بردار، نرمال‌سازی کنیم.

ناورداهای تانسور تنش

تنش‌های اصلی کمیت‌های فیزیکی هستند، و مقادیر آنها مستقل از دستگاه مختصاتی است که مؤلفه‌های تنش در آن داده می‌شوند. یعنی آنها ناورداهای حالت تنش هستند. صرف‌نظر از اینکه کدام دستگاه مختصات را انتخاب کنیم، هنگامی که تنش‌های اصلی (مقادیر ویژه ماتریس تانسور تنش) را بیابیم، مقادیر ثابت خواهند ماند.

از آنجا که تنش‌های اصلی ناوردا هستند، ضرایب معادله مشخصه که برای یافتن آنها به کار می‌رود نیز باید نسبت به هر دوران دستگاه مختصات ناوردا باشند. ضرایب I 1 ، I 2 ، و I 3 به ترتیب اولین، دومین، و سومین ناوردای تانسور تنش نامیده می‌شوند.

اگر جهات اصلی را به عنوان دستگاه مختصات جدید انتخاب کنیم، تنش به این صورت در می‌آید: [ σ a 0 0 0 σ b 0 0 0 σ c ] جایی که σ a ، σ b ، و σ c تنش‌های اصلی هستند.5 و ناورداهای تانسور تنش فرم‌های جبری ساده‌تری خواهند داشت:

بیشینه و کمینه تنش عمودی

اگر σ 1 ، σ 2 ، و σ 3 (با σ 3 σ 2 σ 1 ) سه تنش اصلی باشند، می‌توانیم ثابت کنیم که بیشینه تنش عمودی که روی هر صفحه‌ای رخ می‌دهد σ 1 و کمینه تنش عمودی σ 3 است.

توجه کنید که در مرتب‌سازی، علامت در نظر گرفته می‌شود، به این معنا که تنش فشاری، که منفی در نظر گرفته می‌شود، کوچک‌تر از تنش کششی، که مثبت در نظر گرفته می‌شود، محسوب می‌گردد.

اثبات این حقیقت که بیشینه تنش عمودی در یک نقطه برابر با بزرگترین تنش اصلی (مقدار ویژه) تانسور تنش است.

۱. فرمول‌بندی به عنوان یک مسئله بهینه‌سازی مقید

تنش عمودی σ n روی صفحه‌ای با بردار یکه عمود 𝐧 تصویر بردار کشش 𝐭 بر روی جهت 𝐧 است. σ n = 𝐭 𝐧 = ( 𝐧 𝝈 ) 𝐧 T = 𝐧 𝝈 𝐧 T می‌خواهیم بیشینه و کمینه این تابع را با قید اینکه 𝐧 یک بردار یکه است بیابیم: g ( 𝐧 ) = 𝐧 𝐧 T 1 = 0

۲. اعمال ضرایب لاگرانژ

تابع لاگرانژی L را تعریف می‌کنیم، جایی که λ ضریب لاگرانژ است: L ( 𝐧 , λ ) = 𝐧 𝝈 𝐧 T λ ( 𝐧 𝐧 T 1 ) نقاط ایستا هنگامی رخ می‌دهند که گرادیان L نسبت به 𝐧 بردار صفر باشد. گرادیان فرم درجه دوم 𝐧 𝝈 𝐧 T برابر با 2 𝐧 𝝈 است (زیرا 𝝈 متقارن است)، و گرادیان 𝐧 𝐧 T برابر با 2 𝐧 است. 𝐧 L = 2 𝐧 𝝈 2 λ 𝐧 = 0 این به معادله مقدار ویژه چپ ساده می‌شود: 𝐧 𝝈 = λ 𝐧

۳. تفسیر و نتیجه‌گیری

این نتیجه نشان می‌دهد که تنش عمودی تنها زمانی مقادیر کرانه‌ای خود را به دست می‌آورد که بردار عمود 𝐧 یک بردار ویژه (چپ) از تانسور تنش 𝝈 باشد. این جهات جهات اصلی هستند. تنش روی صفحات اصلی (عمود بر جهات اصلی) یک تنش اصلی است.

چرا به بیشینه تنش عمودی اهمیت می‌دهیم؟

مواد ترد بر اثر تنش کششی می‌شکنند. به عنوان مثال، یک تکه گچ تحت خمش روی صفحه‌ای عمود بر محور بلندش می‌شکند زیرا تنش کششی در امتداد این محور است. با این حال، در پیچش، گچ روی سطحی می‌شکند که با جهت محوری زاویه ۴۵ درجه می‌سازد، زیرا بیشینه تنش کششی در ۴۵ درجه رخ می‌دهد.

بیشینه تنش برشی

می‌توانیم ثابت کنیم که بیشینه تنش برشی τ max = σ 1 σ 3 2 . است. بیشینه تنش برشی روی صفحه‌ای رخ می‌دهد که بردار عمود آن با جهات اصلی متناظر با σ 1 و σ 2 (شکل زیر را ببینید) زاویه ۴۵ درجه می‌سازد.

بیشینه تنش برشی روی صفحاتی رخ می‌دهد که بردارهای عمود آنها با جهات اصلی (صفحات سایه‌دار) زاویه ۴۵ درجه می‌سازند.
اثبات این حقیقت که بیشینه تنش برشی در یک نقطه برابر با نصف اختلاف بین بزرگترین و کوچکترین مقادیر ویژه است.

مرحله ۱: بیان تنش برشی در دستگاه مختصات اصلی

تحلیل در یک دستگاه مختصات هم‌راستا با جهات اصلی بسیار ساده می‌شود. در این مبنا، تانسور تنش 𝝈 یک ماتریس قطری از تنش‌های اصلی σ 1 , σ 2 , σ 3 است. مرتب‌سازی σ 1 σ 2 σ 3 را فرض می‌کنیم. 𝝈 = [ σ 1 0 0 0 σ 2 0 0 0 σ 3 ] مربع تنش برشی با τ n 2 = | 𝐭 | 2 σ n 2 داده می‌شود. بیایید این عبارت‌ها را بازنویسی کنیم:

  • | 𝐭 | 2 = 𝐭 𝐭 T = ( 𝐧 𝝈 ) ( 𝐧 𝝈 ) T = ( 𝐧 𝝈 ) ( 𝝈 T 𝐧 T ) = 𝐧 𝝈 2 𝐧 T زیرا 𝝈 متقارن و قطری است. این به ما | 𝐭 | 2 = n 1 2 σ 1 2 + n 2 2 σ 2 2 + n 3 2 σ 3 2 می‌دهد.
  • σ n 2 = ( 𝐧 𝝈 𝐧 T ) 2 = ( n 1 2 σ 1 + n 2 2 σ 2 + n 3 2 σ 3 ) 2 .

تابعی که باید بیشینه‌سازی کنیم: τ n 2 = ( n 1 2 σ 1 2 + n 2 2 σ 2 2 + n 3 2 σ 3 2 ) ( n 1 2 σ 1 + n 2 2 σ 2 + n 3 2 σ 3 ) 2 با قید n 1 2 + n 2 2 + n 3 2 = 1 .

مرحله ۲: تحلیل دقیق با ضریب لاگرانژ برای تنش برشی

ما می‌خواهیم نقاط ساکن τ n 2 را بیابیم. تابع لاگرانژی L را با ضریب μ تشکیل می‌دهیم: L ( n 1 , n 2 , n 3 , μ ) = τ n 2 μ ( n 1 2 + n 2 2 + n 3 2 1 ) مشتق جزئی نسبت به هر n k را محاسبه کرده و برابر صفر قرار می‌دهیم. برای n 1 : L n 1 = ( τ n 2 ) n 1 2 μ n 1 = 0 مشتق τ n 2 به صورت زیر است: ( τ n 2 ) n 1 = ( 2 n 1 σ 1 2 ) 2 ( n 1 2 σ 1 + n 2 2 σ 2 + n 3 2 σ 3 ) ( 2 n 1 σ 1 ) = 2 n 1 σ 1 2 4 n 1 σ 1 σ n با صفر قرار دادن مشتق L داریم: 2 n 1 σ 1 2 4 n 1 σ 1 σ n 2 μ n 1 = 0 n 1 ( σ 1 2 2 σ 1 σ n μ ) = 0 بر اساس تقارن، دستگاهی از سه معادله به دست می‌آوریم: 1. n 1 ( σ 1 2 2 σ 1 σ n μ ) = 0 2. n 2 ( σ 2 2 2 σ 2 σ n μ ) = 0 3. n 3 ( σ 3 2 2 σ 3 σ n μ ) = 0

حل‌های ممکن برای 𝐧 را تحلیل می‌کنیم:

  • حالت الف: دو مؤلفه‌ی 𝐧 صفر هستند. فرض کنید n 1 = 1 , n 2 = 0 , n 3 = 0 . این یک جهت اصلی است. در اینجا σ n = σ 1 و | 𝐭 | 2 = σ 1 2 ، بنابراین τ n 2 = σ 1 2 σ 1 2 = 0 . این‌ها نقاط کمینه تنش برشی هستند.
  • حالت ب: یک مؤلفه‌ی 𝐧 صفر است. فرض کنید n 3 = 0 ، و n 1 0 و n 2 0 . برای برقراری دستگاه معادلات، عبارت داخل پرانتز در دو معادله‌ی اول باید صفر باشد: با برابر قرار دادن این عبارت‌ها برای μ داریم: σ 1 2 2 σ 1 σ n = σ 2 2 2 σ 2 σ n σ 1 2 σ 2 2 = 2 σ n ( σ 1 σ 2 ) با فاکتورگیری از سمت چپ: ( σ 1 σ 2 ) ( σ 1 + σ 2 ) = 2 σ n ( σ 1 σ 2 ) با فرض σ 1 σ 2 ، می‌توانیم بر ( σ 1 σ 2 ) تقسیم کنیم تا مقدار تنش نرمال در این نقطه ساکن را بیابیم: σ n = σ 1 + σ 2 2 اکنون از این برای یافتن مقادیر n 1 2 و n 2 2 استفاده می‌کنیم. دو معادله داریم:

    1. از تعریف σ n : σ n = n 1 2 σ 1 + n 2 2 σ 2 = σ 1 + σ 2 2
    2. از قید بردار یکه: n 1 2 + n 2 2 = 1

    از (ii) مقدار n 2 2 = 1 n 1 2 را در (i) جایگذاری می‌کنیم: n 1 2 σ 1 + ( 1 n 1 2 ) σ 2 = σ 1 + σ 2 2 n 1 2 σ 1 + σ 2 n 1 2 σ 2 = σ 1 2 + σ 2 2 n 1 2 ( σ 1 σ 2 ) = σ 1 2 σ 2 2 = σ 1 σ 2 2 مجدداً با فرض σ 1 σ 2 ، نتیجه می‌گیریم n 1 2 = 1 / 2 . از قید نیز نتیجه می‌شود که n 2 2 = 1 / 2 . این متناظر با صفحه‌ای است که نرمال آن زاویه بین محورهای اصلی 1 و 2 را نصف می‌کند.

مرحله 3: محاسبه تنش برشی در نقاط ساکن

اکنون مقدار τ n 2 را در این نقطه ساکن ( n 1 2 = 1 / 2 , n 2 2 = 1 / 2 , n 3 2 = 0 ) محاسبه می‌کنیم: τ n 2 = | 𝐭 | 2 σ n 2 τ n 2 = ( 1 2 σ 1 2 + 1 2 σ 2 2 ) ( σ 1 + σ 2 2 ) 2 با آوردن همه چیز به مخرج مشترک 4: τ n 2 = 2 σ 1 2 + 2 σ 2 2 4 ( σ 1 2 + 2 σ 1 σ 2 + σ 2 2 ) 4 τ n 2 = 2 σ 1 2 + 2 σ 2 2 σ 1 2 2 σ 1 σ 2 σ 2 2 4 τ n 2 = σ 1 2 2 σ 1 σ 2 + σ 2 2 4 = ( σ 1 σ 2 2 ) 2 تنش برشی در این نقطه τ n = | σ 1 σ 2 2 | است.

مرحله 4: شناسایی مقدار بیشینه

تحلیل مشابهی را می‌توان برای دیگر جفت صفحه‌های اصلی به کار برد، که سه مقدار ساکن برای تنش برشی به دست می‌دهد:

  1. τ 12 = | σ 1 σ 2 2 | (روی صفحاتی که محورهای 1 و 2 را نصف می‌کنند)
  2. τ 23 = | σ 2 σ 3 2 | (روی صفحاتی که محورهای 2 و 3 را نصف می‌کنند)
  3. τ 13 = | σ 1 σ 3 2 | (روی صفحاتی که محورهای 1 و 3 را نصف می‌کنند)

بیشینه مطلق تنش برشی، τ m a x ، باید بزرگترین این سه مقدار باشد. با توجه به ترتیب ما σ 1 σ 2 σ 3 ، بزرگترین اختلاف بین هر دو تنش اصلی ( σ 1 σ 3 ) است.

بنابراین، بیشینه تنش برشی عبارت است از: τ max = σ 1 σ 3 2

چرا به بیشینه تنش برشی اهمیت می‌دهیم؟

مواد شکل‌پذیر مانند اکثر فلزات، با تسلیم پلاستیک گسیخته می‌شوند که اغلب روی صفحه‌ای با بیشینه تنش برشی رخ می‌دهد.

کاربرد دایره مور برای تحلیل تنش سه‌بعدی

همان‌طور که نشان دادیم همواره سه جهت اصلی وجود دارد. اگر یکی از آن‌ها را ثابت نگه داریم و دو جهت دیگر را حول آن بچرخانیم، می‌توانیم تبدیل را با استفاده از دایره مور تحلیل کنیم. فرض کنید جهت‌های اصلی 1، 2 و 3 به ترتیب متناظر با تنش‌های اصلی σ 1 ، σ 2 و σ 3 باشند، با ترتیبی که σ 1 σ 2 σ 3 .

  • دوران حول جهت اصلی 1: اگر تنها صفحاتی را در نظر بگیریم که بردارهای نرمال آن‌ها عمود بر جهت اصلی 1 باشند (یعنی حول محور اول دوران دهیم)، تنش‌های نرمال و برشی حاصل ( σ n , τ n ) روی یک دایره مور قرار خواهند گرفت. این دایره به مرکز ( σ 2 + σ 3 2 , 0 ) و با شعاع R = σ 2 σ 3 2 است.
  • دوران حول جهت اصلی 2: به طور مشابه، برای صفحاتی که نرمال‌های آن‌ها عمود بر جهت 2 است، حالت‌های تنش دایره‌ای به مرکز ( σ 1 + σ 3 2 , 0 ) و با شعاع R = σ 1 σ 3 2 تشکیل می‌دهند.
  • دوران حول جهت اصلی 3: سرانجام، برای صفحاتی که نرمال‌های آن‌ها عمود بر جهت 3 است، دایره‌ای به مرکز ( σ 1 + σ 2 2 , 0 ) و با شعاع R = σ 1 σ 2 2 است.

بزرگترین این دایره‌ها، دایره‌ای است که با دوران حول جهت اصلی میانی (جهت 2) تولید می‌شود، چرا که بین تنش‌های اصلی بیشینه و کمینه گسترده شده است (شکل زیر را ببینید).

دایره مور برای تحلیل تنش سه‌بعدی

از این نمایش گرافیکی، واضح است که بیشینه مطلق تنش برشی، τ max ، برابر با شعاع این بزرگترین دایره است. τ max = σ 1 σ 3 2 همچنین، از شکل مشخص است که نرمال صفحه بیشینه تنش برشی با جهت‌های اصلی 1 و 3 زاویه 45 درجه می‌سازد (به یاد آورید که دوران به اندازه θ روی المان تنش فیزیکی متناظر با دوران به اندازه در همان جهت روی دایره مور است).


  1. اگر A و B دو ماتریس باشند، آن‌گاه ( A B ) T = B T A T که در آن بالانویس T ترانهاده ماتریس را نشان می‌دهد.↩︎
  2. فرض کنید A یک بردار مربعی باشد. می‌گوییم بردار ناصفر 𝐯 یک بردار ویژه از A است، اگر عدد حقیقی یا مختلط λ وجود داشته باشد به طوری که A 𝐯 = λ 𝐯 . به عبارت دیگر، تبدیل خطی که توسط ماتریس A نمایش داده می‌شود، بردار ویژه  𝐯 را به برداری که موازی خودش است تصویر می‌کند. اسکالر  λ را مقدار ویژه متناظر با بردار ویژه  𝐯 می‌نامند.↩︎
  3. معادله A 𝐱 = 𝐲 که در آن A یک ماتریس مربعی و 𝐱 و 𝐲 دو بردار ستونی هستند، یک جواب یکتا دارد اگر و تنها اگر A وارون A 1 داشته باشد. در این صورت جواب یکتا به صورت 𝐱 = A 1 𝐲 داده می‌شود.↩︎
  4. اگر A یک ماتریس مربعی باشد، مجموع درایه‌های روی قطر اصلی آن (از بالا-چپ به پایین-راست) را اثر ماتریس می‌نامند و با tr(A) نمایش می‌دهند.↩︎
  5. ما از σ 1 ، σ 2 ، و σ 3 استفاده نکردیم، زیرا بسته به اینکه کدام جهت اصلی به عنوان جهت اول انتخاب شود، σ a می‌تواند هر یک از این مقادیر باشد (نه لزوماً بزرگترین).↩︎