ناوردایی

یک رابطه ممکن میان زیرفضاهای از یک فضای برداری و تبدیلات خطی A روی آن فضا، ناوردایی است. می‌گوییم تحت A ناوردا است، اگر x در نتیجه دهد که A x در است. (توجه کنید که رابطه استلزام تنها در یک جهت مورد نیاز است؛ ما فرض نمی‌کنیم که هر y در را می‌توان به فرم y = A x با x در نوشت؛ ما حتی فرض نمی‌کنیم که A x در مستلزم x در باشد. به زودی مثال‌هایی خواهیم دید که در آن‌ها شرایطی که فرض نکردیم قطعاً برقرار نیستند.) می‌دانیم که یک زیرفضای یک فضای برداری، خود یک فضای برداری است؛ اگر بدانیم که تحت A ناوردا است، می‌توانیم این واقعیت را که A خارج از تعریف شده است نادیده بگیریم و می‌توانیم A را به عنوان یک تبدیل خطی تعریف شده روی فضای برداری در نظر بگیریم. ناوردایی اغلب برای مجموعه‌هایی از تبدیلات خطی، و همچنین برای یک تبدیل واحد در نظر گرفته می‌شود؛ تحت یک مجموعه ناوردا است اگر تحت هر عضو از آن مجموعه ناوردا باشد.

در مورد ماتریس یک تبدیل خطی A روی یک فضای برداری n -بعدی 𝒱 چه می‌توان گفت اگر بدانیم که تحت A ناوردا است؟ به عبارت دیگر: آیا راه هوشمندانه‌ای برای انتخاب یک پایه 𝒳 = { x 1 , , x n } در 𝒱 وجود دارد به طوری که [ A ] = [ A ; 𝒳 ] دارای فرم به خصوص ساده‌ای باشد؟ پاسخ در بخش: بعد یک زیرفضا ، قضیه ۲ آمده است؛ ما می‌توانیم 𝒳 را طوری انتخاب کنیم که x 1 , , x m در باشند و x m + 1 , , x n نباشند. بیایید A x j را بر حسب x 1 , , x n بیان کنیم. برای m + 1 j n ، چیز زیادی نمی‌توانیم بگوییم: A x j = i α i j x i . اما برای 1 j m ، x j در است، و بنابراین (چون تحت A ناوردا است) A x j در است. در نتیجه، در این حالت A x j یک ترکیب خطی از x 1 , , x m است؛ α i j ها با m + 1 i n صفر هستند. از این رو ماتریس [ A ] از A ، در این دستگاه مختصات، دارای فرم [ A ] = [ [ A 1 ] [ B 0 ] [ 0 ] [ A 2 ] ] , خواهد بود که در آن [ A 1 ] ماتریس ( m -سطری) A است که به عنوان یک تبدیل خطی روی فضای (نسبت به دستگاه مختصات { x 1 , , x m } ) در نظر گرفته شده است، [ A 2 ] و [ B 0 ] آرایه‌هایی از اسکالرها هستند (به ترتیب در اندازه ( n m ) در ( n m ) و m در ( n m ) )، و [ 0 ] نشان‌دهنده آرایه مستطیلی ( ( n m ) در m ) است که فقط از صفرها تشکیل شده است. (مهم است که به این واقعیت ناخوشایند توجه کنیم که [ B 0 ] لزوماً صفر نیست.)