تبدیلات خطی
اکنون به سراغ اشیایی میرویم که واقعاً فضاهای برداری را جالب میکنند.
تعریف ۱. یک تبدیل خطی (یا عملگر ) روی یک فضای برداری تناظری است که به هر بردار در یک بردار در را نسبت میدهد، به طوری که به ازای بردارهای و و اسکالرهای و به طور یکسان برقرار باشد.
بار دیگر همان نکتهای را بیان میکنیم که در ارتباط با تعریف تابعیهای خطی گفتیم، یعنی اینکه برای یک تبدیل خطی ، همانطور که تعریف کردیم، است. به همین دلیل، چنین تبدیلهایی گاهی تبدیلهای خطی همگن نامیده میشوند.
پیش از بحث در مورد هرگونه از خواص تبدیلهای خطی، چندین مثال میآوریم. زحمت اثبات اینکه تبدیلهایی که ذکر میکنیم واقعاً خطی هستند را به خود نمیدهیم؛ در تمام موارد، بررسی معادلهای که خطی بودن را تعریف میکند، یک تمرین ساده است.
مثال ۱. دو تبدیل خاص که اهمیت قابل توجهی برای مطالعه پیش رو دارند، و ما همواره نمادهای و را به ترتیب برای آنها محفوظ نگه میداریم، (برای همه ها) به صورت و تعریف میشوند.
مثال ۲. فرض کنید هر بردار ثابتی در ، و هر تابعی خطی روی باشد؛ مینویسیم . به طور کلیتر: فرض کنید یک مجموعه متناهی دلخواه از بردارها در و یک مجموعه متناظر از تابعیهای خطی روی باشد؛ مینویسیم . اثبات اینکه اگر، به ویژه، یک فضای -بعدی باشد، و بردارهای یک پایه برای تشکیل دهند، آنگاه هر تبدیل خطی شکلی که به تازگی توصیف شد را دارد، دشوار نیست.
مثال ۳. فرض کنید یک جایگشت از اعداد صحیح باشد؛ اگر یک بردار در باشد، مینویسیم . به طور مشابه، فرض کنید یک چندجملهای با ضرایب مختلط باشد؛ اگر یک بردار (چندجملهای) در باشد، برای چندجملهای تعریف شده توسط مینویسیم .
مثال ۴. برای هر در ، مینویسیم . (ما در اینجا از حرف به عنوان یادآوری استفاده میکنیم که مشتق چندجملهای است. یادآور میشویم که میتوانستیم را روی و همچنین روی تعریف کنیم؛ بعداً از این واقعیت استفاده خواهیم کرد. توجه کنید که برای چندجملهایها، تعریف مشتقگیری میتواند کاملاً جبری ارائه شود، و نیازی به نظریه معمول فرآیندهای حدی ندارد.)
مثال ۵. برای هر در ، ، مینویسیم . (یک بار دیگر، ما یک مفهوم تحلیلی شناخته شده را با نمادگذاری جبری پنهان میکنیم. همانطور که در (۴) نشاندهنده بود، در اینجا نیز همان است.)
مثال ۶. فرض کنید یک چندجملهای با ضرایب مختلط بر حسب متغیر باشد. (ما ممکن است، هرچند انجام این کار چندان سودمند نیست، را به عنوان یک عنصر از در نظر بگیریم.) برای هر در ، برای چندجملهای تعریف شده توسط مینویسیم . برای مقاصد بعدی یک نماد خاص معرفی میکنیم؛ در صورتی که باشد، برای تبدیل خواهیم نوشت ، به طوری که .