معنای هندسی مشتق‌گیری

در نظر گرفتن اینکه چه معنای هندسی می‌توان به مشتق داد، مفید است.

در وهله اول، هر تابعی از x ، مانند x 2 ، یا x ، یا a x + b ، می‌تواند به صورت یک منحنی رسم شود؛ و امروزه بسیاری از دانشجویان با فرایند رسم منحنی آشنا هستند. ابزارهای مختلفی برای رسم منحنی‌ها در دسترس است، مانند ماشین‌حساب‌های نموداری، Wolfram Alpha،1 MATLAB، Python، یا حتی Microsoft Excel.

فرض کنید P Q R ، در شکل بعدی، بخشی از یک منحنی باشد که نسبت به محورهای x و y رسم شده است. هر نقطه Q روی این منحنی را با مختصات ( x , y ) در نظر بگیرید (یعنی طول نقطه x و عرض آن y است).

Fig. 10.1
شکل 1 شکل 10.1

حال مشاهده کنید که y چگونه با تغییر x تغییر می‌کند. اگر x با یک افزایش کوچک d x به سمت راست افزایش یابد، مشاهده خواهد شد که y نیز (در این منحنی خاص) با یک افزایش کوچک d y افزایش می‌یابد (زیرا این منحنی خاص اتفاقاً یک منحنی صعودی است). آنگاه نسبت d y به d x معیاری از درجه شیب منحنی به سمت بالا بین دو نقطه Q و T است. در واقع، در شکل می‌توان دید که منحنی بین Q و T شیب‌های مختلف زیادی دارد، به طوری که نمی‌توان به خوبی از شیب منحنی بین Q و T صحبت کرد. با این حال، اگر Q و T آنقدر به هم نزدیک باشند که بخش کوچک Q T از منحنی عملاً مستقیم باشد، آنگاه درست است که بگوییم نسبت d y d x شیب منحنی در امتداد Q T است. خط مستقیم Q T که از هر دو طرف امتداد یابد، منحنی را فقط در امتداد بخش Q T لمس می‌کند، و اگر این بخش به طور نامحدود کوچک باشد، خط مستقیم منحنی را عملاً فقط در یک نقطه لمس خواهد کرد، و بنابراین یک مماس بر منحنی خواهد بود.

این مماس بر منحنی به وضوح همان شیب Q T را دارد، به طوری که 𝒅 𝒚 𝒅 𝒙 شیب مماس بر منحنی در نقطه Q است که مقدار 𝒅 𝒚 𝒅 𝒙 برای آن یافت می‌شود.

دیده‌ایم که عبارت کوتاه «شیب یک منحنی» معنای دقیقی ندارد، زیرا یک منحنی شیب‌های زیادی دارد—در واقع، هر بخش کوچک از یک منحنی شیب متفاوتی دارد. با این حال، «شیب یک منحنی در یک نقطه» یک چیز کاملاً تعریف‌شده است؛ این شیب یک بخش بسیار کوچک از منحنی است که دقیقاً در آن نقطه قرار دارد؛ و دیده‌ایم که این همان «شیب مماس بر منحنی در آن نقطه» است.

شیب یک منحنی در یک نقطه، شیب مماس بر منحنی در آن نقطه است.

توجه کنید که d x یک گام کوتاه به سمت راست است، و d y گام کوتاه متناظر به سمت بالا. این گام‌ها باید تا حد امکان کوتاه در نظر گرفته شوند—در واقع به طور نامحدود کوتاه—هرچند در نمودارها مجبوریم آن‌ها را با قطعاتی نشان دهیم که بی‌نهایت کوچک نیستند، وگرنه دیده نمی‌شدند.

در ادامه از این موضوع که 𝒅 𝒚 𝒅 𝒙 نشان‌دهنده شیب منحنی در هر نقطه است، استفاده قابل توجهی خواهیم کرد.

اگر یک منحنی در یک نقطه خاص با زاویه 45 شیب صعودی داشته باشد، مانند شکل بعدی، d y و d x برابر خواهند بود، و مقدار d y d x = 1 .

Fig. 10.2
شکل 2 شکل 10.2

اگر منحنی تندتر از 45 شیب صعودی داشته باشد (شکل بعدی)، d y d x بزرگتر از 1 خواهد بود.

Fig. 10.3
شکل 3 شکل 10.3

اگر منحنی بسیار ملایم شیب صعودی داشته باشد، مانند شکل بعدی، d y d x کسری کوچکتر از 1 خواهد بود.

Fig. 10.4
شکل 4 شکل 10.4

برای یک خط افقی، یا یک مکان افقی در یک منحنی، d y = 0 ، و بنابراین d y d x = 0 .

اگر یک منحنی شیب نزولی داشته باشد، مانند شکل بعدی، d y یک گام به پایین خواهد بود، و بنابراین باید با مقدار منفی در نظر گرفته شود؛ از این رو d y d x نیز علامت منفی خواهد داشت.

Fig. 10.5
شکل 5 شکل 10.5

اگر «منحنی» اتفاقاً یک خط مستقیم باشد، مانند آنچه در شکل زیر آمده است، مقدار d y d x در تمام نقاط آن یکسان خواهد بود. به عبارت دیگر شیب آن ثابت است.

Fig. 10.6
شکل 6 شکل 10.6

اگر منحنی‌ای باشد که هرچه به سمت راست می‌رود بیشتر به سمت بالا می‌چرخد، مقادیر d y d x با افزایش تندی، بزرگ و بزرگتر خواهند شد، مانند شکل زیر.

Fig. 10.7
شکل 7 شکل 10.7

اگر منحنی‌ای باشد که هرچه جلو می‌رود مسطح‌تر و مسطح‌تر می‌شود، مقادیر d y d x با رسیدن به بخش مسطح‌تر، کوچک و کوچکتر خواهند شد، مانند شکل بعدی.

Fig. 10.8
شکل 8 شکل 10.8
Fig. 10.9
شکل 9 شکل 10.9

اگر یک منحنی ابتدا نزول کند، و سپس دوباره بالا رود، مانند شکل بعدی، که یک تقعر رو به بالا ارائه می‌دهد، آنگاه به وضوح d y d x ابتدا منفی خواهد بود، با مقادیر کاهشی هم‌زمان با مسطح شدن منحنی، سپس در نقطه‌ای که به انتهای فرورفتگی منحنی می‌رسیم صفر خواهد بود؛ و از این نقطه به بعد d y d x مقادیر مثبتی خواهد داشت که افزایش می‌یابند. در چنین حالتی گفته می‌شود که y از یک کمینه عبور می‌کند. مقدار کمینه y لزوماً کوچکترین مقدار y نیست، بلکه آن مقدار y متناظر با انتهای فرورفتگی است؛ برای مثال، در شکل بعدی، مقدار y متناظر با انتهای فرورفتگی 1 است، در حالی که y در جاهای دیگر مقادیری کوچکتر از این می‌گیرد. ویژگی یک کمینه این است که y باید در هر دو طرف آن افزایش یابد.

Fig. 10.10
شکل 10 شکل 10.10

توجه—برای مقدار خاص x که y را یک کمینه می‌کند، مقدار d y d x = 0 .

اگر یک منحنی ابتدا صعود کند و سپس نزول کند، مقادیر d y d x ابتدا مثبت خواهند بود؛ سپس با رسیدن به قله، صفر؛ سپس با شیب نزولی منحنی، منفی، مانند شکل بعدی. در این حالت گفته می‌شود که y از یک بیشینه عبور می‌کند، اما مقدار بیشینه y لزوماً بزرگترین مقدار y نیست. در شکل بالا، بیشینه y برابر 2 1 3 است، اما این به هیچ وجه بزرگترین مقداری نیست که y می‌تواند در نقطه دیگری از منحنی داشته باشد.

Fig. 10.11
شکل 11 شکل 10.11

توجه—برای مقدار خاص x که y را یک بیشینه می‌کند، مقدار d y d x = 0 .

اگر یک منحنی شکل خاص شکل زیر را داشته باشد، مقادیر d y d x همیشه مثبت خواهند بود؛ اما یک مکان خاص وجود خواهد داشت که شیب در آن کمترین تندی را دارد، جایی که مقدار d y d x یک کمینه خواهد بود؛ یعنی کمتر از هر بخش دیگری از منحنی.

Fig. 10.12
شکل 12 شکل 10.12

اگر یک منحنی شکل شکل زیر را داشته باشد، مقدار d y d x در بخش بالایی منفی، و در بخش پایینی مثبت خواهد بود؛ در حالی که در نوک منحنی جایی که عملاً عمود می‌شود، مقدار d y d x بی‌نهایت بزرگ خواهد بود.

Fig. 10.13
شکل 13 شکل 10.13

به طور خلاصه:

وقتی x افزایش می‌یابد

اگر d y d x > 0 ، y افزایش می‌یابد؛ منحنی به سمت راست صعود می‌کند.

اگر d y d x < 0 ، y کاهش می‌یابد؛ منحنی به سمت راست نزول می‌کند.

اکنون که می‌دانیم d y d x تندی یک منحنی را در هر نقطه اندازه‌گیری می‌کند، بیایید به برخی از معادلاتی بپردازیم که قبلاً یاد گرفته‌ایم چگونه مشتق بگیریم.

مثال 1.

مثال 10.1. به عنوان ساده‌ترین حالت این را در نظر بگیرید: y = x + b .

این در شکل زیر رسم شده است، با استفاده از مقیاس‌های مساوی برای x و y . اگر x = 0 قرار دهیم، آنگاه عرض متناظر y = b خواهد بود؛ به عبارت دیگر، «منحنی» محور y را در ارتفاع b قطع می‌کند. از اینجا با زاویه 45 صعود می‌کند؛ زیرا هر مقادیری که به x در سمت راست بدهیم، یک y مساوی برای صعود داریم. این خط دارای شیب 1 در 1 است.

شکل 10.14

حال y = x + b را با قواعدی که قبلاً یاد گرفته‌ایم مشتق بگیرید، و d y d x = 1 به دست می‌آید.

شیب خط به گونه‌ای است که به ازای هر گام کوچک d x به سمت راست، یک گام کوچک مساوی d y به سمت بالا می‌رویم. و این شیب ثابت است—همواره همان شیب.

مثال 2.

مثال 10.2. حالت دیگری را در نظر بگیرید: y = a x + b . می‌دانیم که این منحنی، مانند منحنی قبلی، از ارتفاع b روی محور y شروع خواهد شد. اما قبل از رسم منحنی، بیایید شیب آن را با مشتق‌گیری پیدا کنیم؛ که d y d x = a به دست می‌دهد. شیب ثابت خواهد بود، در زاویه‌ای که تانژانت آن در اینجا a نامیده می‌شود. بیایید به a یک مقدار عددی نسبت دهیم—مثلاً 1 3 . آنگاه باید چنان شیبی به آن بدهیم که 1 در 3 صعود کند؛ یا d x 3 برابر d y خواهد بود؛ همانطور که در شکل زیر بزرگنمایی شده است.

شکل 10.15

بنابراین، خط را در شکل بعدی با این شیب رسم کنید.

شکل 10.16

حال برای یک حالت کمی دشوارتر.

مثال 3.

مثال 10.3. فرض کنید y = a x 2 + b .

باز هم منحنی روی محور y در ارتفاع b بالای مبدأ شروع خواهد شد.

حال مشتق بگیرید. [اگر فراموش کرده‌اید، به عقب برگردید؛ یا بهتر است، برنگردید، بلکه مشتق‌گیری را خودتان به یاد آورید.] d y d x = 2 a x .

این نشان می‌دهد که تندی ثابت نخواهد بود: با افزایش x افزایش می‌یابد. در نقطه شروع P ، جایی که x = 0 ، منحنی (شکل بعدی) هیچ تندی ندارد—یعنی تراز است. در سمت چپ مبدأ، جایی که x مقادیر منفی دارد، d y d x نیز مقادیر منفی خواهد داشت، یا از چپ به راست نزول خواهد کرد، همانطور که در شکل دیده می‌شود.

شکل 10.17

بیایید این را با حل یک مثال خاص توضیح دهیم. با در نظر گرفتن معادله y = 1 4 x 2 + 3 , و مشتق‌گیری از آن، به دست می‌آوریم d y d x = 1 2 x . حال چند مقدار متوالی، مثلاً از 0 تا 5 ، به x نسبت دهید؛ و مقادیر متناظر y را با معادله اول محاسبه کنید؛ و d y d x را از معادله دوم. با جدول‌بندی نتایج، داریم:

x 0 1 2 3 4 5
y 3 3 1 4 4 5 1 4 7 9 1 4
d y d x 0 1 2 1 1 1 2 2 2 1 2

سپس آن‌ها را در دو منحنی رسم کنید، شکل 10.18 و شکل 10.19؛ در شکل 10.18 مقادیر y را در مقابل مقادیر x رسم کنید و در شکل 10.19 مقادیر d y d x را در مقابل مقادیر x . برای هر مقدار مفروض x ، ارتفاع عرض در منحنی دوم با شیب منحنی اول متناسب است.

شکل 10.18
شکل 10.19

اگر یک منحنی به یک نوک تیز ناگهانی برسد، مانند شکل زیر، شیب در آن نقطه ناگهان از یک شیب رو به بالا به یک شیب رو به پایین تغییر می‌کند. در این حالت d y d x به وضوح یک تغییر ناگهانی از یک مقدار مثبت به یک مقدار منفی را تجربه خواهد کرد.

Fig. 10.20
شکل 14 شکل 10.20

مثال‌های زیر کاربردهای بیشتری از اصولی که هم‌اکنون توضیح داده شد را نشان می‌دهند.

مثال 4.

مثال 10.4. (الف) شیب مماس بر منحنی y = 1 2 x + 3 , را در نقطه‌ای که x = 1 است بیابید. (ب) زاویه‌ای که این مماس با منحنی y = 2 x 2 + 2 می‌سازد را بیابید.

راه حل. (الف) شیب مماس همان شیب منحنی در نقطه‌ای است که آن‌ها یکدیگر را لمس می‌کنند؛ یعنی d y d x منحنی برای آن نقطه است. در اینجا d y d x = 1 2 x 2 و برای x = 1 ، d y d x = 1 2 ، که شیب مماس و منحنی در آن نقطه است. مماس، چون یک خط راست است، معادله‌اش y = a x + b است و شیب آن d y d x = a ، بنابراین a = 1 2 . همچنین اگر x = 1 ، y = 1 2 ( 1 ) + 3 = 2 1 2 ؛ و چون مماس از این نقطه می‌گذرد، مختصات نقطه باید در معادله مماس صدق کند، یعنی y = 1 2 x + b , به طوری که 2 1 2 = 1 2 × ( 1 ) + b و b = 2 ؛ بنابراین معادله مماس y = 1 2 x + 2 است (شکل زیر را ببینید).

شکل 10.21

(ب) حال، وقتی دو منحنی یکدیگر را قطع می‌کنند، نقطه تقاطع نقطه‌ای مشترک بین هر دو منحنی است، مختصات آن باید در معادله هر یک از دو منحنی صدق کند؛ یعنی باید جوابی از دستگاه معادلات هم‌زمان باشد که از جفت کردن معادلات منحنی‌ها تشکیل می‌شود. در اینجا منحنی‌ها یکدیگر را در نقاطی قطع می‌کنند که از حل دستگاه یا به دست می‌آیند.

یعنی x ( 2 x + 1 2 ) = 0.

این معادله جواب‌های x = 0 و x = 1 4 را دارد (شکل بعدی را ببینید). شیب منحنی y = 2 x 2 + 2 در هر نقطه d y d x = 4 x . است.

برای نقطه‌ای که x = 0 ، این شیب صفر است؛ منحنی افقی است. برای نقطه‌ای که x = 1 4 , d y d x = 1 ; بنابراین منحنی در آن نقطه با زاویه‌ای θ نسبت به افق به سمت راست شیب رو به پایین دارد که tan θ = 1 ؛ یعنی 45 نسبت به افق.

شیب خط راست 1 2 است؛ یعنی با زاویه‌ای ϕ نسبت به افق به سمت راست شیب رو به پایین دارد که tan ϕ = 1 2 ؛ یعنی زاویه‌ای . نتیجه می‌شود که در نقطه اول منحنی خط راست را با زاویه قطع می‌کند، در حالی که در نقطه دوم آن را با زاویه قطع می‌کند (شکل بعدی را ببینید).

شکل 10.22
مثال 5.

مثال 10.5. یک خط راست باید از نقطه‌ای با مختصات x = 2 ، y = 1 ، به عنوان مماس بر منحنی y = x 2 5 x + 6 رسم شود. مختصات نقطه تماس را بیابید.  
توجه.—نقطه ( 2 , 1 ) روی منحنی y = x 2 5 x + 6 قرار ندارد.

راه حل. شیب مماس باید همان d y d x منحنی باشد؛ یعنی 2 x 5 .

معادله خط راست y = a x + b است، و چون برای مقادیر x = 2 ، y = 1 صدق می‌کند، آن‌گاه 1 = a × 2 + b ؛ همچنین، d y d x = a = 2 x 5 [چون y = a x + b خط مماس است، شیب آن، a ، باید همان d ( x 2 5 x + 6 ) d x باشد].

مختصات x و y نقطه تماس نیز باید هم در معادله مماس و هم در معادله منحنی صدق کنند.

بنابراین داریم چهار معادله بر حسب a ، b ، x ، y .

معادلات (i) و (ii) نتیجه می‌دهند x 2 5 x + 6 = a x + b .

با جایگذاری a و b با مقادیرشان در این، به دست می‌آوریم x 2 5 x + 6 = ( 2 x 5 ) x 1 2 ( 2 x 5 ) , که به x 2 4 x + 3 = 0 ساده می‌شود، که جواب‌های آن عبارتند از: x = 3 و x = 1 . با جایگذاری در (i)، به ترتیب y = 0 و y = 2 به دست می‌آید؛ بنابراین دو نقطه تماس x = 1 ، y = 2 ، و x = 3 ، y = 0 هستند (شکل زیر را ببینید).

شکل 10.23

توجه.—در تمام تمرین‌هایی که با منحنی‌ها سروکار دارند، دانش‌آموزان تأیید نتایج به‌دست‌آمده را با رسم واقعی منحنی‌ها بسیار آموزنده خواهند یافت.

تمرین‌ها

تمرین 1.

تمرین 10.1. منحنی y = 3 4 x 2 5 را با استفاده از مقیاس‌های مساوی برای x و y رسم کنید. در نقاط متناظر با مقادیر مختلف x ، زاویه شیب آن را اندازه بگیرید.

با مشتق‌گیری از معادله، عبارت شیب را بیابید؛ و با استفاده از جدول تانژانت‌های طبیعی، ببینید آیا این با زاویه اندازه‌گیری شده مطابقت دارد یا خیر.

 

راه حل

 

image

y = 3 4 x 2 5 d y d x = 3 2 x

وقتی x = 3 ، d y d x = 9 2   
از نمودار: شیب خط مماس = 9 2 = 4.5 . تطابق دارند.

وقتی x = 2 ، d y d x = 3   
از نمودار: شیب خط مماس = 6 2 = 3 . تطابق دارند.

وقتی x = 1 ، d y d x = 3 2   
از نمودار: شیب خط مماس = 3 2 = 1.5 . تطابق دارند.

وقتی x = 0 ، d y d x = 0   
از نمودار: خط مماس افقی است. بنابراین شیب آن صفر است. تطابق دارند.

وقتی x = 1 ، d y d x = 3 2   
از نمودار: شیب خط مماس = 3 2 = 1.5 . تطابق دارند.

وقتی x = 2 ، d y d x = 3   
از نمودار: شیب خط مماس = 6 2 = 3 . تطابق دارند.

وقتی x = 3 ، d y d x = 9 2   
از نمودار: شیب خط مماس = 9 2 = 4.5 . تطابق دارند.

 

 

تمرین 2.

تمرین 10.2. شیب منحنی y = 0.12 x 3 2 , را در نقطه خاص با x = 2 بیابید.

 

پاسخ

1.44 .

 

 

راه حل

 

وقتی x = 2 , d y d x = 1.44 .

بنابراین، شیب منحنی در نقطه با x = 2 برابر 1.44 است.

 

 

تمرین 3.

تمرین 10.3. اگر y = ( x a ) ( x b ) ، نشان دهید که در نقطه خاص منحنی که d y d x = 0 ، x مقدار 1 2 ( a + b ) را خواهد داشت.

 

راه حل

y = ( x a ) ( x b ) با استفاده از قاعده ضرب: با قرار دادن d y d x = 0 ، به دست می‌آوریم x = a + b 2 .

 

تمرین 4.

تمرین 10.4. d y d x معادله y = x 3 + 3 x را بیابید؛ و مقادیر عددی d y d x را برای نقاط متناظر با x = 0 ، x = 1 2 ، x = 1 ، x = 2 محاسبه کنید.

 

پاسخ

d y d x = 3 x 2 + 3 ؛ و مقادیر عددی عبارتند از: 3 ، 3 3 4 ، 6 ، و 15 .

 

 

راه حل

 

وقتی x = 0 ، d y d x = 3 .

وقتی x = 0 ، d y d x = 3 + 3 4 = 3 3 4 = 3.75 .

وقتی x = 1 ، d y d x = 6 .

وقتی x = 2 ، d y d x = 15 .

 

 

تمرین 5.

تمرین 10.5. در منحنی که معادله آن x 2 + y 2 = 4 است، مقادیر x را در نقاطی که شیب = 1 است بیابید.

 

پاسخ

± 2 .

 

 

راه حل

x 2 + y 2 = 4 حل برای y : y = ± 4 x 2 = ± ( 4 x 2 ) 1 2

 

برای یافتن d y d x ، قرار دهید u = 4 x 2 . آن‌گاه y = ± u 1 2 و

ابتدا علامت را در نظر بگیرید:

x = 4 x 2

باید x 0 باشد زیرا سمت راست نامنفی است.

فقط x = 2 قابل قبول است.

وقتی x = 2 :

y = + 4 x 2 = + 2

حال علامت + را در نظر بگیرید:

x = 4 x 2 باید x 0 باشد زیرا سمت راست همیشه نامنفی است

فقط x = + 2 قابل قبول است.

وقتی x = + 2 : y = 4 x 2 = 2

بنابراین در دو نقطه ( 2 , + 2 ) و ( + 2 , 2 ) ، شیب منحنی 1 است.

 

 

تمرین 6.

تمرین 10.6. شیب، در هر نقطه، منحنی که معادله آن x 2 3 2 + y 2 2 2 = 1 است را بیابید؛ و مقدار عددی شیب را در جایی که x = 0 ، و در جایی که x = 1 است، ارائه دهید.

 

پاسخ

d y d x = 4 9 x y . شیب در جایی که x = 0 صفر است؛ و در جایی که x = 1 برابر 1 3 2 است.

 

 

راه حل

 

x 2 9 + y 2 4 = 1

روش 1: با استفاده از قاعده زنجیره‌ای

بنابراین d y d x = 1 9 x y 4 = 4 9 x y یا

روش 2: می‌توانیم همان نتیجه را با حل x 2 9 + y 2 4 = 1 برای y به دست آوریم. یعنی

برای یافتن d y d x ، قرار دهید x = 1 x 2 9 . آن‌گاه y = ± 2 u 1 2 و

وقتی x = 0 , d y d x = 0

وقتی x = 1 , d y d x = 2 3 8 = 1 3 2 . به طور دقیق‌تر، وقتی x = 1 ، اگر y > 0 ، آن‌گاه d y d x = 1 3 2 ، و اگر y < 0 ، آن‌گاه d y d x = + 1 3 2 .

 

 

تمرین 7.

تمرین 10.7. معادله یک مماس بر منحنی y = 5 2 x + 0.5 x 3 ، به شکل y = m x + n است، که در آن m و n ثابت هستند، مقدار m و n را بیابید اگر نقطه‌ای که مماس منحنی را لمس می‌کند دارای طول x = 2 باشد.

 

پاسخ

m = 4 ، n = 3 .

 

 

راه حل

 

y = 5 2 x + 0.5 x 3

d y d x = 2 + 1.5 x 2

وقتی x = 2 , d y d x = 4 .

وقتی x = 2 , y = 5 .

معادله خط با شیب 4 که از ( 2 , 5 ) می‌گذرد y 5 = 4 ( x 2 ) یا y = 4 x 3 بنابراین،

m = 4  و  n = 3

 

 

تمرین 8.

تمرین 10.8. دو منحنی y = 3.5 x 2 + 2 و y = x 2 5 x + 9.5 یکدیگر را با چه زاویه‌ای قطع می‌کنند؟2

 

پاسخ

تقاطع‌ها در x = 1 ، x = 3 . زاویه‌ها ، .

 

 

راه حل

 

ابتدا باید محاسبه کنیم که این دو منحنی در چه نقطه‌ای یکدیگر را قطع می‌کنند:

قرار دادن معادلات دو منحنی برابر:

3.5 x 2 + 2 = x 2 5 x + 9.5 2.5 x 2 + 5 x 7.5 = 0

بنابراین، این دو منحنی در x = 3 و x = 1 یکدیگر را قطع می‌کنند.

اکنون باید شیب‌های این دو منحنی را در x = 3 و x = 1 بیابیم.

وقتی x = 3 ، شیب منحنی اول 21 و شیب منحنی دوم 11 است.

یعنی tan α = 21 و tan β = 11 ، که در آن α و β زوایایی هستند که مماس‌های آن‌ها با جهت مثبت محور x می‌سازند.

tan α = 21 α = arctan ( 21 ) 1.52   rad  یا  α 87.27 tan β = 11 β = arctan ( 11 ) 1.48   rad  یا  β 84.81 بنابراین، زاویه بین آن‌ها در x = 3 برابر است با 87.27 84.81 = 2.47 یا

زاویه

به طور مشابه، وقتی x = 1 ، شیب منحنی اول 7 است. tan α = 7 α = arctan 7 1.429   rad یا α 81.87

شیب منحنی دوم 3 است. tan β = 3 β = arctan ( 3 ) 1.249   rad یا β 71.57 بنابراین، زاویه بین آن‌ها در x = 1 برابر است با 81.87 + 71.57 = 153.44 یا زاویه

 

 

تمرین 9.

تمرین 10.9. مماس‌هایی بر منحنی y = ± 25 x 2 در نقاطی رسم شده‌اند که x = 3 و x = 4 . مختصات نقطه تقاطع مماس‌ها و زاویه بین آن‌ها را بیابید.

 

پاسخ

تقاطع در x = 25 7 3.57 ، y = 25 7 3.57 . زاویه .

 

 

راه حل

 

حالت y > 0 را در نظر می‌گیریم. حالت y < 0 را می‌توان با تقارن به دست آورد.

وقتی x = 3 , d y d x = 3 4 .

وقتی x = 3 , y = 4 .

معادله خط مماس در x = 3 و y > 0 بنابراین است y 4 = 3 4 ( x 3 ) یا y = 3 4 x + 25 4

وقتی x = 4 , d y d x = 4 3 .

وقتی x = 4 , y = 3 .

معادله خط مماس است

y 3 = 4 3 ( x 4 ) یا y = 4 3 x + 25 3

برای یافتن تقاطع خطوط مماس در x = 3 و x = 4 (برای y > 0 )، معادلات این دو خط مماس را برابر قرار می‌دهیم:

وقتی x = 25 7 , y = 3 4 × 25 7 + 25 4 = 25 7 3.57 . بنابراین، این دو خط مماس در نقطه ( 25 7 , 25 7 ) ( 3.57 , 3.57 ) یکدیگر را قطع می‌کنند.

 

از آنجایی که شیب اولین خط مماس 3 / 4 است، شیب زاویه‌ای که با محور مثبت x می‌سازد برابر است با α = arctan ( 3 4 ) 0.643  rad  یا α 36.87 به طور مشابه، شیب دومین خط مماس 4 3 است و بنابراین زاویه‌ای که با محور مثبت x می‌سازد برابر است با β = arctan ( 4 3 ) 0.927   rad یا β 53.13

بنابراین، زاویه بین آن‌ها 53.13 36.87 = 16.26 یا

 

 

تمرین ۱۰.

تمرین ۱۰.۱۰. خط مستقیم y = 2 x b منحنی y = 3 x 2 + 2 را در یک نقطه لمس می‌کند. مختصات نقطه تماس چیست و مقدار b چقدر است؟

 

پاسخ

x = 1 3 ، y = 2 1 3 ، b = 5 3 .

 

 

راه‌حل

شیب y = 2 x b برابر با ۲ است. باید پیدا کنیم که در چه نقطه‌ای شیب مماس بر y = 3 x 2 + 2 برابر با 2 است، از y = 3 x 2 + 2 مشتق می‌گیریم

 

d y d x = 6 x = 2 x = 1 3 وقتی x = 1 3 , y = 3 × 1 3 2 + 2 = 7 3 .

بنابراین، نقطه تماس ( 1 3 , 7 3 ) است.

معادله خط مماس در این نقطه بنابراین به صورت y 7 3 = 2 ( x 1 3 ) یا y = 2 x + 5 3 است

بنابراین b = 5 3

 

می‌توانید به https://www.wolframalpha.com/ بروید و در نوار جستجو به سادگی عبارت «plot x^2+sin x from x=-2 to x=3» را تایپ کنید تا نمودار x 2 + sin x بین x = 2 و x = 3 رسم شود↩︎

زاویه بین دو منحنی، زاویه بین خطوط مماس آن‌ها است.↩︎