ثابت‌های اضافه‌شده و ثابت‌های ضرب‌شده: تأثیرات آنها بر مشتق‌ها

در معادلاتمان، ما x را در حال رشد در نظر گرفته‌ایم، و در نتیجه رشد دادن x ، y نیز مقدارش تغییر کرده و رشد کرده است. ما معمولاً x را کمیتی می‌دانیم که می‌توانیم تغییر دهیم؛ و با در نظر گرفتن تغییر  x به عنوان نوعی علت، تغییر حاصل از  y را به عنوان معلول در نظر می‌گیریم. به عبارت دیگر، مقدار  y را وابسته به مقدار  x می‌دانیم. هر دو x و  y متغیر هستند، اما x همانی است که ما روی آن عمل می‌کنیم، و y «متغیر وابسته» است. در تمام فصل قبل سعی کردیم قوانینی برای نسبتی که تغییر وابسته در y نسبت به تغییر مستقل ایجادشده در  x دارد، بیابیم.

قدم بعدی ما این است که بفهمیم حضور ثابت‌ها، یعنی اعدادی که وقتی x یا  y تغییر می‌کنند تغییر نمی‌کنند، چه تأثیری بر فرآیند مشتق‌گیری دارد.

ثابت‌های اضافه‌شده

بیایید با یک مورد ساده از یک ثابت اضافه‌شده شروع کنیم، به این صورت:

مثال ۱.

مثال 5.1. فرض کنید y = x 3 + 5. درست مثل قبل، فرض می‌کنیم x به x + d x و y به y + d y رشد کند.

آنگاه: با صرف‌نظر کردن از مقادیر کوچک از درجات بالاتر، این تبدیل می‌شود به y + d y = x 3 + 3 x 2 d x + 5. y = x 3 + 5 اصلی را کم کنیم، باقی می‌ماند:

بنابراین 5 کاملاً ناپدید شده است. چیزی به رشد x اضافه نکرد و وارد مشتق نمی‌شود. اگر به جای 5 عدد 7 ، یا 700 ، یا هر عدد دیگری قرار می‌دادیم، باز هم ناپدید می‌شد. بنابراین اگر حرف a ، یا b ، یا c را برای نمایش هر ثابتی به کار ببریم، به سادگی هنگام مشتق‌گیری ناپدید می‌شود.

اگر ثابت اضافی مقداری منفی می‌بود، مانند 5 یا b ، به همان اندازه ناپدید می‌شد.

به طور کلی:

d ( x n + b ) d x = d ( x n ) d x که در آن n و b ثابت هستند.

ثابت‌های ضرب‌شده

این مورد را به عنوان یک آزمایش ساده در نظر بگیرید:

مثال ۲.

مثال 5.2. فرض کنید y = 7 x 2
سپس با ادامه مانند قبل به دست می‌آوریم: سپس، با کم کردن y = 7 x 2 اصلی، و صرف‌نظر از جمله آخر، داریم

بگذارید این مثال را با رسم نمودارهای معادلات y = 7 x 2 و d y d x = 14 x ، با نسبت دادن مجموعه‌ای از مقادیر متوالی به x ، 0 ، 1 ، 2 ، 3 ، و غیره، و یافتن مقادیر متناظر y و d y d x توضیح دهیم. این مقادیر را به صورت جدول زیر مرتب می‌کنیم:

x 012345 1 2 3
y 07286311217572863
d y d x 01428425670 14 28 42

حالا این مقادیر را در یک مقیاس مناسب رسم کنید، و دو منحنی، شکل‌های 5.1 و 5.2 را به دست می‌آوریم.

شکل 5.1: نمودار <math xmlns= y = 7 x 2 " style="max-width: 100%; height: auto; display: block; margin: 0 auto;">
شکل ۱ شکل 5.1: نمودار y = 7 x 2
شکل 5.2: نمودار <math xmlns= d y d x = 14 x " style="max-width: 100%; height: auto; display: block; margin: 0 auto;">
شکل ۲ شکل 5.2: نمودار d y d x = 14 x

دو شکل را با دقت مقایسه کنید، و با مشاهده تأیید کنید که ارتفاع هر نقطه روی نمودار مشتق (شکل 5.2) متناسب است با شیب نمودار1 تابع اصلی (شکل 5.1) در مقدار متناظر x . در سمت چپ مبدأ، جایی که نمودار تابع اصلی شیب منفی دارد (یعنی از چپ به راست رو به پایین است)، مختصات قائم متناظر نقاط روی نمودار مشتق منفی هستند.

حال اگر به مثال 4.1 نگاه کنیم، خواهیم دید که صرفاً مشتق‌گیری از x 2 به ما 2 x را می‌دهد. بنابراین مشتق 7 x 2 دقیقاً 7 برابر بزرگتر از مشتق x 2 است. اگر 8 x 2 را در نظر می‌گرفتیم، مشتق هشت برابر بزرگتر از مشتق x 2 می‌شد. اگر قرار دهیم y = a x 2 ، به دست می‌آوریم d y d x = a × 2 x .

اگر با y = a x n شروع می‌کردیم، d y d x = a × n x n 1 را داشتیم. بنابراین هر ضرب ساده توسط یک ثابت، به صورت یک ضرب ساده هنگام مشتق‌گیری دوباره ظاهر می‌شود. و آنچه در مورد ضرب صادق است، به همان اندازه در مورد تقسیم نیز صادق است: زیرا اگر در مثال بالا، به جای 7 از ثابت 1 7 استفاده می‌کردیم، همان 1 7 در نتیجه پس از مشتق‌گیری ظاهر می‌شد.

d ( a x n ) d x = a d ( x n ) d x که در آن n و a ثابت هستند.

با ترکیب این دو قاعده:

d ( a x n + b ) d x = a × n × x n 1 که در آن n ، a ، و b ثابت هستند.

چند مثال بیشتر

مثال‌های بیشتر زیر، که به طور کامل حل شده‌اند، به شما امکان می‌دهند که فرآیند مشتق‌گیری را آن‌گونه که برای عبارات جبری معمولی به کار می‌رود، کاملاً مسلط شوید و خودتان مثال‌های داده‌شده در انتهای این فصل را حل کنید.

مثال ۳.

مثال 5.3. از y = x 5 7 3 5 مشتق بگیرید.

حل. 3 5 یک ثابت اضافه‌شده است و ناپدید می‌شود (به اینجا مراجعه کنید).

سپس می‌توانیم بلافاصله بنویسیم d y d x = 1 7 × 5 × x 5 1 , یا d y d x = 5 7 x 4 .

مثال ۴.

مثال 5.4. از y = a x 1 2 a مشتق بگیرید.

حل. جمله 1 2 a ناپدید می‌شود، زیرا یک ثابت اضافه‌شده است؛ و از آنجا که a x ، به فرم توانی، به صورت a x 1 2 نوشته می‌شود، داریم d y d x = a × 1 2 × x 1 2 1 = a 2 × x 1 2 , یا d y d x = a 2 x .

مثال ۵.

مثال 5.5. اگر a y + b x = b y a x + ( x + y ) a 2 b 2 , مشتق y را نسبت به x بیابید.

حل. معمولاً عبارتی از این نوع به دانش کمی بیشتر از آنچه تاکنون کسب کرده‌ایم نیاز دارد؛ با این حال، همیشه ارزش امتحان کردن دارد که آیا می‌توان عبارت را به شکل ساده‌تری درآورد.

ابتدا، باید سعی کنیم آن را به شکل y = عبارتی که فقط شامل x است درآوریم.

عبارت می‌تواند به صورت ( a b ) y + ( a + b ) x = ( x + y ) a 2 b 2 نوشته شود.

با به توان دو رساندن، به دست می‌آوریم ( a b ) 2 y 2 + ( a + b ) 2 x 2 + 2 ( a + b ) ( a b ) x y = ( x 2 + y 2 + 2 x y ) ( a 2 b 2 ) , که ساده می‌شود به ( a b ) 2 y 2 + ( a + b ) 2 x 2 = x 2 ( a 2 b 2 ) + y 2 ( a 2 b 2 ) ; یا [ ( a b ) 2 ( a 2 b 2 ) ] y 2 = [ ( a 2 b 2 ) ( a + b ) 2 ] x 2 , یعنی 2 b ( b a ) y 2 = 2 b ( b + a ) x 2 ;

بنابراین2 y = a + b a b x و d y d x = a + b a b .

مثال ۶.

مثال 5.6. (الف) حجم یک استوانه با شعاع r و ارتفاع h با فرمول V = π r 2 h داده می‌شود. نرخ تغییر حجم نسبت به شعاع را وقتی r = 5.5 اینچ و h = 20 اینچ است بیابید. (ب) اگر r = h ، ابعاد استوانه را چنان بیابید که تغییر 1 اینچ در شعاع باعث تغییر 400 اینچ 3 در حجم شود.

حل. (الف) نرخ تغییر V نسبت به r برابر است با d V d r = 2 π r h .

اگر r = 5.5 اینچ و h = 20 اینچ باشد، این مقدار برابر 690.8 می‌شود. یعنی تغییر شعاع به اندازه 1 اینچ باعث تغییر حجم به اندازه 690.8 اینچ 3 خواهد شد. این را می‌توان به راحتی تأیید کرد، زیرا حجم‌ها با r = 5 و r = 6 به ترتیب 1570 اینچ 3 و 2260.8 اینچ 3 هستند، و 2260.8 1570 = 690.8 .

(ب) اگر r = h , و d V d r = 2 π r 2 = 400   اینچ 3 اینچ باید داشته باشیم r = h = 400 2 π 7.98   اینچ .

مثال ۷.

مثال 5.7. قرائت θ یک پیرومتر تابشی فِری با دمای سانتی‌گراد T جسم مشاهده‌شده با رابطه θ θ 1 = ( T T 1 ) 4 مرتبط است، که در آن θ 1 قرائت متناظر با دمای معلوم T 1 جسم مشاهده‌شده است.

حساسیت پیرومتر را در دماهای 800 سانتی‌گراد، 1000 سانتی‌گراد، 1200 سانتی‌گراد مقایسه کنید، با فرض اینکه وقتی دما 1000 سانتی‌گراد بود، قرائت 25 را نشان می‌داد.

حل. حساسیت عبارت است از نرخ تغییر قرائت نسبت به دما، یعنی d θ d T . فرمول را می‌توان به صورت θ = θ 1 T 1 4 T 4 = 25   T 4 1000 4 نوشت، و داریم d θ d T = 100   T 3 1000 4 = T 3 10 , 000 , 000 , 000 .

وقتی T = 800 سانتی‌گراد، 1000 سانتی‌گراد و 1200 سانتی‌گراد، به ترتیب d θ d T = 0.0512 ، 0.1 و 0.1728 به دست می‌آید. حساسیت از 800 سانتی‌گراد تا 1000 سانتی‌گراد تقریباً دو برابر می‌شود، و تا 1200 سانتی‌گراد باز هم به اندازه سه‌چهارم بزرگتر می‌شود.

تمرین‌ها

از عبارات زیر مشتق بگیرید:

تمرین ۱.

تمرین 5.1. y = a x 3 + 6 .

 

جواب

ثابت 6 اضافه شده است و در طی فرآیند مشتق‌گیری ناپدید می‌شود. d y d x = 3 a x 2 .

 

تمرین ۲.

تمرین 5.2. y = 13 x 3 2 c .

 

راه‌حل

c یک ثابت اضافه است و در طول فرآیند مشتق‌گیری ناپدید می‌شود. d y d x = 13 × 3 2 x = 39 2 x

 

 

 

تمرین ۳.

تمرین 5.3. y = 12 x 1 2 + c 1 2 .

 

راه‌حل

c 1 2 یک ثابت اضافه است و ناپدید می‌شود. d y d x = 12 × 1 2 x 1 2 = 6 x 1 2 = 6 x

 

 

 

تمرین ۴.

تمرین 5.4. y = c 1 2 x 1 2 .

 

راه‌حل

d y d x = 1 2 c 1 2 x 1 2 = 1 2 c x

 

تمرین ۵.

تمرین 5.5. u = a z n 1 c .

 

راه‌حل

d u d z = n a c z n 1

 

 

 

تمرین ۶.

تمرین 5.6. y = 1.18 t 2 + 22.4

 

راه‌حل

d y d x = 2 × 1.18 t = 2.36 t

 

چند مثال دیگر برای خود بسازید و دست خود را در مشتق‌گیری از آنها امتحان کنید.

تمرین ۷.

تمرین 5.7. اگر l t و l 0 به ترتیب طول‌های یک میله آهنی در دماهای T   سانتی‌گراد و 0   سانتی‌گراد باشند، آنگاه l T = l 0 ( 1 + 0.000012 T ) . تغییر طول میله را بر حسب هر درجه سانتی‌گراد بیابید.

 

راه‌حل

d l T d T = l 0 × 0.000012 = 0.000012 l 0

 

 

 

تمرین ۸.

تمرین 5.8. یافته شده است که اگر c شدت نور یک لامپ رشته‌ای الکتریکی و V ولتاژ باشد، c = a V b ، که در آن a و b ثابت هستند.

آهنگ تغییر شدت نور نسبت به ولتاژ را بیابید و تغییر شدت نور را به ازای هر ولت در ولتاژهای 80 ، 100 و 120 ولت برای لامپی که a = 0.5 × 10 10 و b = 6 است، محاسبه کنید.

 

راه‌حل

d c d V = a b V b 1 بنابراین برای a = 0.5 × 10 10 و b = 6 ،

 

d c d V = 3.0 × 10 10 V 5 .

وقتی که V = 80 ولت d c d V = 3 × 10 10 × 80 5 = 0.98304 .

وقتی که V = 100 ولت

d c d V = 3 × 10 10 × 100 5 = 3.

وقتی که V = 120 ولت

d c d V = 3 × 10 10 × 120 5 = 7.46496 .

 

 

تمرین ۹.

تمرین 5.9. فرکانس n ارتعاش یک رشته با قطر D ، طول L و چگالی نسبی σ ، که با نیروی T کشیده شده است، با رابطه زیر داده می‌شود: n = 1 D L g T π σ .

آهنگ تغییر فرکانس را هنگامی که D ، L ، σ و T به تنهایی تغییر می‌کنند، بیابید.

 

راه‌حل

وقتی D تغییر کند، می‌نویسیم

 

n = 1 L D 1 g T π σ

سپس

d n d D = 1 L D 2 g T π σ = 1 L D 2 g T π σ

وقتی L تغییر کند

n = L 1 D g T π σ d n d L = 1 D L 2 g T π σ

وقتی σ تغییر کند

وقتی T تغییر کند

n = 1 D L g π σ T 1 2 d n d T = 1 2 D L g π σ T 1 2 = 1 2 D L 9 π σ T

 

تمرین ۱۰.

تمرین 5.10. بیشرین فشار خارجی P که یک لوله می‌تواند بدون خرد شدن تحمل کند، با رابطه زیر داده می‌شود: P = ( 2 E 1 σ 2 ) t 3 D 3 , که در آن E و σ ثابت‌ها، t ضخامت لوله و D قطر آن است. (این فرمول فرض می‌کند که 4 t نسبت به D کوچک است.)

آهنگ تغییر P را برای یک تغییر کوچک در ضخامت و یک تغییر کوچک در قطر که جداگانه رخ می‌دهند، مقایسه کنید.

 

راه‌حل

مسئله از ما می‌خواهد که d P d t و d P d D را محاسبه کرده و نسبت آنها را بیابیم.

 

 

تمرین ۱۱.

تمرین 5.11. از اصول اولیه، آهنگ تغییر موارد زیر را نسبت به تغییر شعاع بیابید:

محیط دایره‌ای به شعاع r ؛

مساحت دایره‌ای به شعاع r ؛

مساحت جانبی یک مخروط با بعد مایل l ؛

حجم یک مخروط به شعاع r و ارتفاع h ؛

مساحت یک کره به شعاع r ؛

حجم یک کره به شعاع r .

 

پاسخ

2 π ، 2 π r ، π l ، 2 3 π r h ، 8 π r ، 4 π r 2 .

 

 

راه‌حل

(الف) محیط C یک دایره با رابطه زیر داده می‌شود

 

C = 2 π r

بنابراین

d C d r = 2 π

(ب) مساحت A یک دایره با رابطه زیر داده می‌شود

A = π r 2

بنابراین

d A d r = 2 π r

(پ) مساحت جانبی A L یک مخروط با بعد مایل l با رابطه زیر داده می‌شود

A L = π r l

بنابراین، d A L d r = π l

(ت) حجم V یک مخروط به شعاع r و ارتفاع h با رابطه زیر داده می‌شود

V = 1 3 π r 2 h

بنابراین

d V d r = 2 3 π r h

(ث) مساحت S یک کره به شعاع r با رابطه زیر داده می‌شود

(ج) حجم یک کره V به شعاع T با رابطه زیر داده می‌شود

V = 4 3 π r 3

بنابراین

d V d r = 4 π r 2

 

 

تمرین ۱۲.

تمرین 5.12. طول L یک میله آهنی در دمای T با رابطه L = l 0 [ 1 + 0.000012 ( T T 0 ) ] داده می‌شود، که در آن l 0 طول در دمای T 0 است. آهنگ تغییر قطر D یک تایر آهنی مناسب برای سوار شدن بر چرخ را هنگامی که دما T تغییر می‌کند، بیابید.

 

پاسخ

2 π ، 2 π r ، π l ، 2 3 π r h ، 8 π r ، 4 π r 2 .

 

 

راه‌حل

از آنجا که L = π D ، داریم D = l 0 π [ 1 + 0.000012 ( T T 0 ) ] d D d T = 0.000012 l 0 π

 

 

 

اکنون یاد گرفته‌اید که چگونه توان‌های x را مشتق بگیرید. چقدر آسان است!


فصل [slope] بحث عمیق‌تری از شیب یک منحنی در یک نقطه ارائه خواهد داد.↩︎

بیایید فرض کنیم که هر دوی x و y یا مثبت هستند یا منفی.↩︎