فرض کنید کمیتی در حال رشد باشد به گونهای که افزایش رشد آن، در یک زمان معین، همواره با اندازه خود آن کمیت متناسب باشد. این شبیه فرایند محاسبه بهره پول با نرخی ثابت است؛ زیرا هرچه سرمایه بزرگتر باشد، مقدار بهره آن در یک زمان معین بیشتر خواهد بود.
اکنون باید در محاسبه خود بهروشنی میان دو حالت تمایز قائل شویم، بسته به اینکه محاسبه بر اساس آنچه کتابهای حساب «بهره ساده» مینامند انجام شود، یا بر اساس آنچه «بهره مرکب» مینامند. زیرا در حالت نخست سرمایه ثابت میماند، در حالی که در حالت دوم بهره به سرمایه افزوده میشود، و بنابراین سرمایه با افزودههای پیدرپی افزایش مییابد.
(۱) بهره ساده. یک مورد مشخص را در نظر بگیرید. فرض کنید سرمایه در آغاز $$ باشد، و نرخ بهره درصد در سال باشد. آنگاه افزایش برای صاحب سرمایه هر سال $$ خواهد بود. فرض کنید او هر سال بهره خود را برداشت کند و آن را با گذاشتن در جوراب یا قفل کردن در گاوصندوق خود ذخیره کند. سپس، اگر سال ادامه دهد، در پایان آن مدت افزایش $$ تایی، یا $$ دریافت کرده است، که با $$ اصلی، مجموعاً $$ میشود. دارایی او در سال دو برابر شده است. اگر نرخ بهره درصد بود، باید سال ذخیره میکرد تا داراییاش دو برابر شود. اگر فقط درصد بود، باید سال ذخیره میکرد. بهآسانی میتوان دید که اگر ارزش بهره سالانه سرمایه باشد، او باید سال ذخیره کند تا داراییاش دو برابر شود.
یا، اگر سرمایه اصلی باشد، و بهره سالانه باشد، آنگاه در پایان سال، دارایی او برابر خواهد بود با
(۲) بهره مرکب. مانند قبل، فرض کنید مالک با سرمایه $$ شروع کند، که بهره را با نرخ درصد در سال کسب میکند؛ اما به جای ذخیره کردن بهره، هر سال آن را به سرمایه اضافه کند، به طوری که سرمایه سال به سال رشد کند. آنگاه، در پایان یک سال، سرمایه به $$ افزایش یافته است؛ و در سال دوم (هنوز با %) این سرمایه $$ بهره کسب خواهد کرد. او سال سوم را با $$ شروع خواهد کرد، و بهره آن $$ خواهد بود؛ به طوری که سال چهارم را با $$ شروع میکند، و به همین ترتیب. محاسبه آن آسان است، و میتوان دریافت که در پایان ده سال کل سرمایه به $$ افزایش یافته است. در واقع، میبینیم که در پایان هر سال، هر دلار دلار بهره کسب کرده است، و بنابراین، اگر این همواره اضافه شود، هر سال سرمایه را در ضرب میکند؛ و اگر برای ده سال ادامه یابد (که ده بار در این عامل ضرب خواهد شد) سرمایه اصلی را در ضرب خواهد کرد. بگذارید این را به صورت نمادین بیان کنیم. را برای سرمایه اصلی قرار دهید؛ را برای کسری که در هر یک از عملیات اضافه میشود؛ و را برای ارزش سرمایه در پایان عملیات. آنگاه
اما این شیوه محاسبه بهره مرکب یک بار در سال، واقعاً کاملاً منصفانه نیست؛ زیرا حتی در طول سال اول $$ باید در حال رشد میبود. در پایان نیم سال باید حداقل $$ میبود، و مسلماً منصفانهتر میبود اگر بهره نیمه دوم سال بر اساس $$ محاسبه میشد. این معادل است با نامیدن آن % در هر نیمسال؛ بنابراین با عملیات، که در هر یک سرمایه در ضرب میشود. اگر به این روش محاسبه شود، در پایان ده سال سرمایه به $$ افزایش مییافت؛ زیرا
اما، حتی با این حساب، فرایند هنوز کاملاً منصفانه نیست؛ زیرا، در پایان ماه اول، مقداری بهره کسب خواهد شد؛ و محاسبه نیمسالی فرض میکند که سرمایه برای شش ماه ثابت میماند. فرض کنید سال را به بخش تقسیم کنیم، و برای هر دهم سال یک درصد بهره محاسبه کنیم. اکنون عملیات در طول ده سال داریم؛ یا که نتیجه آن $$ میشود.
حتی این هم نهایی نیست. بگذارید ده سال به دوره تقسیم شود، هر یک سال؛ بهره برای هر چنین دورهای درصد باشد؛ آنگاه که نتیجه آن $$ میشود.
حتی دقیقتر بروید، و ده سال را به بخش تقسیم کنید، هر یک سال، با بهره از درصد. آنگاه که مقدار آن $$ میشود.
سرانجام، دیده خواهد شد که آنچه در تلاش برای یافتن آن هستیم در واقع مقدار نهایی عبارت است، که همانطور که میبینیم، بزرگتر از است؛ و هرچه را بزرگتر و بزرگتر بگیریم، به یک مقدار حدی خاص نزدیک و نزدیکتر میشود. هرچقدر هم که را بزرگ کنید، مقدار این عبارت به عدد نزدیک و نزدیکتر میشود، عددی که هرگز نباید فراموش شود.
بگذارید تصاویر هندسی این موارد را در نظر بگیریم. در شکل زیر، نشاندهنده مقدار اولیه است. کل زمانی است که مقدار در آن رشد میکند. به دوره تقسیم شده است، که در هر یک یک پله مساوی به بالا وجود دارد. در اینجا ثابت است؛ و اگر هر پله به بالا از اصلی باشد، آنگاه با چنین پله، ارتفاع دو برابر میشود. اگر پله میگرفتیم، هر یک به اندازه نصف ارتفاع نشان داده شده، در پایان ارتفاع همچنان دقیقاً دو برابر میشد. یا چنین پله، هر یک از ارتفاع اصلی ، برای دو برابر کردن ارتفاع کافی خواهد بود. این حالت بهره ساده است. در اینجا در حال رشد است تا به تبدیل شود.
شکل ۱۴.۱
در شکل بعدی، تصویر متناظر از تصاعد هندسی را داریم. هر یک از عرضهای متوالی باید ، یعنی برابر ارتفاع قبلی خود باشد. پلههای بالا برابر نیستند، زیرا هر پله بالا اکنون از عرض در آن قسمت از منحنی است. اگر بهمعنای واقعی پله داشتیم، با به عنوان عامل ضرب، مقدار نهایی یا برابر اصلی میشد. اما اگر فقط را به اندازه کافی بزرگ بگیریم (و متناظر را به اندازه کافی کوچک)، آنگاه مقدار نهایی که یک به آن رشد خواهد کرد خواهد بود.
شکل ۱۴.۲
عدد e
به این عدد اسرارآمیز ، ریاضیدانان حرف را اختصاص دادهاند. این عدد اغلب عدد اویلر نامیده میشود به نام ریاضیدان سوئیسی لئونارد اویلر. همه دانشآموزان کلاس پنجم میدانند که حرف یونانی (که پی نامیده میشود) نمایانگر است؛ اما چند نفر از آنها میدانند که به معنای است؟ با این حال این عدد حتی مهمتر از است!
پس چیست؟
فرض کنید بگذاریم با بهره ساده رشد کند تا به تبدیل شود؛ آنگاه، اگر با همان نرخ اسمی بهره، و برای همان زمان، بگذاریم با بهره مرکب واقعی رشد کند، به جای بهره ساده، به مقدار عدد رشد خواهد کرد.
این فرایند رشد متناسب، در هر لحظه، با اندازه در آن لحظه، را برخی افراد نرخ رشد نمایی مینامند. نرخ رشد نمایی واحد آن نرخی است که در زمان واحد باعث میشود به رشد کند. همچنین ممکن است نرخ رشد آلی نامیده شود زیرا ویژگی رشد آلی (در شرایط خاص) این است که افزایش اندامگان در یک زمان معین با اندازه خود اندامگان متناسب است.
اگر درصد را به عنوان واحد نرخ در نظر بگیریم، و هر دوره ثابت را به عنوان واحد زمان، آنگاه نتیجه رشد دادن به صورت حسابی با نرخ واحد، برای زمان واحد، خواهد بود، در حالی که نتیجه رشد دادن به صورت نمایی با نرخ واحد، برای همان زمان، خواهد بود.
کمی بیشتر درباره عدد e
دیدهایم که لازم است بدانیم عبارت وقتی بینهایت بزرگ میشود به چه مقداری میرسد. بهطور حسابی، در اینجا مقادیر زیادی (که هر کسی میتواند با کمک یک ماشین حساب محاسبه کند) جدولبندی شدهاند که با فرض ؛ ؛ ؛ و الی آخر، تا بهدست آمدهاند.
با این حال، ارزشمند است که راه دیگری برای محاسبه این عدد بینهایت مهم پیدا کنیم.
بر این اساس، از قضیه دو جملهای استفاده خواهیم کرد، و عبارت را به آن روش شناختهشده بسط میدهیم.
قضیه دو جملهای این قاعده را میدهد که با قرار دادن و ، بهدست میآوریم
اکنون، اگر فرض کنیم بینهایت بزرگ شود، مثلاً یک میلیارد، یا یک میلیارد میلیارد، آنگاه ، ، و ، و غیره، همگی بهطور محسوسی برابر با خواهند بود؛ و آنگاه سری به صورت درمیآید.
با در نظر گرفتن این سری سریعالهمگرا تا هر تعداد جمله که بخواهیم، میتوانیم مجموع را تا هر نقطه دقت دلخواه محاسبه کنیم. در اینجا محاسبه برای ده جمله آمده است:
تقسیم بر
تقسیم بر
تقسیم بر
تقسیم بر
تقسیم بر
تقسیم بر
تقسیم بر
تقسیم بر
تقسیم بر
مجموع
با قیاسناپذیر است، و از این نظر که یک اعشار بیپایان و غیرمتناوب است به شباهت دارد.
سری نمایی
به سری دیگری نیز نیاز خواهیم داشت.
بگذارید، دوباره با استفاده از قضیه دو جملهای، عبارت را بسط دهیم، که همان است وقتی را بینهایت بزرگ کنیم.
اما، وقتی بینهایت بزرگ شود، این به صورت زیر ساده میشود:
این سری، سری نمایی نامیده میشود.
دلیل بزرگ اهمیت این است که خاصیتی دارد که هیچ تابع دیگری از ندارد: وقتی از آن مشتق میگیرید، مقدارش بدون تغییر میماند؛ یا به عبارت دیگر، مشتق آن با خودش برابر است. این موضوع را میتوان بلافاصله با مشتقگیری نسبت به به صورت زیر مشاهده کرد: یا که دقیقاً همان سری اولیه است.
حال میتوانستیم از راه دیگری هم پیش برویم و بگوییم: بیایید تابعی از پیدا کنیم که مشتق آن با خودش برابر باشد. یا اینکه آیا عبارتی وجود دارد که فقط شامل توانهای باشد و با مشتقگیری تغییر نکند؟ بر این اساس، فرض میکنیم یک عبارت کلی به صورت (که در آن ضرایب ، ، و غیره باید تعیین شوند) و از آن مشتق میگیریم.
حال اگر این عبارت جدید واقعاً باید با عبارتی که از آن به دست آمده یکسان باشد، واضح است که باید باشد؛ که ؛ که
؛ که و غیره.
بنابراین قانون تغییر به این صورت است که
اگر حال به خاطر سادگی بیشتر را در نظر بگیریم، داریم
هر چند بار که از آن مشتق بگیریم، همیشه همان سری دوباره به دست میآید.
اگر حال حالت خاص را در نظر بگیریم و سری را محاسبه کنیم، به سادگی خواهیم داشت و بنابراین که در نهایت نشان میدهد
البته نتیجه میشود که
اگر نسبت به مشتق گرفته شود، بدون تغییر میماند. همچنین که برابر است با ، وقتی نسبت به مشتق گرفته شود، برابر خواهد بود، زیرا یک ثابت است.
لگاریتمهای طبیعی یا نپرین
دلیل دیگری که مهم است این است که نپر، مخترع لگاریتم، آن را مبنای دستگاه خود قرار داد. اگر مقدار باشد، آنگاه لگاریتم در مبنای است. یا اگر آنگاه
لگاریتم در مبنای را لگاریتم طبیعی مینامند. لگاریتم طبیعی آنقدر مهم است که نماد اختصاری خود را دارد:
دو منحنی رسم شده در شکلهای 14.3 و 14.4 این معادلات را نشان میدهند.
دیده میشود که گرچه محاسبات نقاط متفاوتی برای رسم به دست میدهند، اما نتیجه یکسان است. این دو معادله در واقع یک چیز را بیان میکنند.
از آنجا که بسیاری از افرادی که از لگاریتمهای معمولی (که در مبنای به جای مبنای محاسبه میشوند) استفاده میکنند، با لگاریتمهای «طبیعی» آشنا نیستند، بد نیست چند کلمهای درباره آنها بگوییم. قاعده معمولی که جمع لگاریتمها، لگاریتم حاصلضرب را میدهد، همچنان برقرار است؛ یا همچنین قاعده توانها نیز برقرار است؛ اما چون دیگر مبنا نیست، نمیتوان با افزودن یا به توان، در یا ضرب کرد. میتوان لگاریتم طبیعی را به لگاریتم معمولی1
به سادگی با ضرب آن در تبدیل کرد؛ یا و برعکس،
استفاده از ماشین حساب برای یافتن ex
و ln x
ماشین حسابهای علمی و نموداری مدرن مجهز به دکمههایی برای توانرسانی با مبنای و دکمههایی برای محاسبه لگاریتمهای طبیعی یا معمولی هستند. تابع نمایی گاهی با نشان داده میشود. بنابراین، هنگام استفاده از ماشین حساب، ممکن است نیاز داشته باشیم دکمه یا را پیدا کنیم. بسیاری از ماشین حسابها دو دکمه مجزا برای محاسبه لگاریتم طبیعی () و لگاریتم معمولی () ارائه میدهند. اگر ماشین حساب شما دکمه برای لگاریتم طبیعی داشته باشد، دکمه احتمالاً برای برگرداندن طراحی شده است.
مشتقات توابع نمایی و لگاریتمی
حال بیایید دست به کار شویم و از برخی عبارات شامل لگاریتم یا نمایی مشتق بگیریم.
معادله را در نظر بگیرید. ابتدا آن را به تبدیل کنید، از آنجا که مشتق نسبت به همان تابع اولیه بدون تغییر است (به اینجا مراجعه کنید)،
و با برگشت از تابع معکوس به تابع اصلی،
این نتیجه بسیار جالبی است. میتوان آن را به صورت نوشت.
توجه کنید که نتیجهای است که هرگز نمیتوانستیم با قاعده توان برای مشتقگیری از توانها به دست آوریم. آن قاعده این است که در توان ضرب کرده و توان را یک واحد کاهش دهیم. بنابراین، مشتقگیری از به ما را داد؛ و مشتقگیری از به ما را داد. اما مشتقگیری از به ما یا را نمیدهد، زیرا خودش و یک ثابت است. وقتی به فصل انتگرالگیری برسیم، باید به این حقیقت جالب که مشتق برابر میشود، بازگردیم.
حال سعی کنید از یعنی مشتق بگیریم؛ داریم ، زیرا دیفرانسیل همان باقی میماند.
این به ما میدهد بنابراین، با برگشت به تابع اصلی (به مشتق تابع معکوس مراجعه کنید)، به دست میآوریم2
سپس را امتحان کنید.
ابتدا با ضرب در مدول به لگاریتم طبیعی تبدیل کنید. این به ما میدهد از آنجا
به طور کلی، چون و یک ثابت است، داریم
مورد بعدی کمی پیچیدهتر است. این را امتحان کنید:
با گرفتن لگاریتم از هر دو طرف، داریم یا
از آنجا که یک ثابت است، داریم بنابراین، با برگشت به تابع اصلی.
میبینیم که، از آنجا که
خواهیم دید که هرگاه عبارتی مانند تابعی از داشته باشیم، همیشه مشتق تابع بر حسب است، به طوری که میتوانستیم بلافاصله از بنویسیم
به طور خلاصه
حال بیایید مثالهای بیشتری را امتحان کنیم.
مثالها
مثال 14.1. از نسبت به مشتق بگیرید اگر .
راه حل. فرض کنید ؛ آنگاه .
یا به این صورت:
مثال 14.2. از نسبت به مشتق بگیرید اگر .
راه حل. فرض کنید ؛ آنگاه .
یا به این صورت:
مثال 14.3. با فرض ، را بیابید.
راه حل. بنابراین
با نوشتن بررسی کنید.
.. زیرا اگر و ، ،
با نوشتن بررسی کنید.
مثال 14.4. اگر ، را بیابید.
راه حل. فرض کنید ؛ آنگاه .
مثال 14.5. اگر ،
را بیابید.
راه حل. فرض کنید ؛ آنگاه .
مثال 14.6. اگر ، را بیابید.
راه حل. با گرفتن لگاریتم از هر دو طرف، داریم با مشتقگیری از هر دو طرف، داریم
مثال 14.7. اگر ،
را بیابید.
راه حل. با گرفتن لگاریتم از هر دو طرف، داریم زیرا اگر ، فرض کنید و . به طور مشابه، اگر ، و
مثال 14.8. اگر ،
را بیابید.
راه حل. با مشتقگیری و
مثال 14.9. اگر ، را بیابید.
راه حل.
مثال 14.10. اگر ، را بیابید.
راه حل. فرض کنید ؛ .
مثال 14.11. اگر ،
را بیابید.
راه حل. با مشتقگیری
و
اکنون تمرینهای زیر را امتحان کنید.
تمرینهای I
تمرین 14.1. مشتق بگیرید .
پاسخ .
راه حل (1)
تمرین 14.2. مشتق عبارت
را نسبت به بیابید.
پاسخ .
راه حل
تمرین 14.3. اگر ، را بیابید.
پاسخ .
راه حل
تمرین 14.4. نشان دهید که اگر ،.
راه حل
تمرین 14.5. اگر ، را بیابید.
پاسخ .
راه حل
مشتق بگیرید
تمرین 14.6. .
پاسخ .
راه حل
تمرین 14.7. .
پاسخ .
راه حل فرض کنید . آنگاه ، و با استفاده از قاعده زنجیرهای:
تمرین 14.8. .
پاسخ .
راه حل با استفاده از قاعده ضرب، داریم
تمرین 14.9. .
پاسخ .
راه حل فرض کنید . اکنون با استفاده از قاعده زنجیرهای
تمرین 14.10. .
پاسخ .
راه حل با استفاده از قاعده ضرب:
تمرین 14.11. .
پاسخ .
راه حل با استفاده از قاعده خارج قسمت:
تمرین 14.12. .
پاسخ .
راه حل
تمرین 14.13. لرد کلوین نشان داد که سرعت سیگنالدهی در یک کابل زیردریایی به مقدار نسبت قطر خارجی هسته به قطر سیم مسی محصور بستگی دارد. اگر این نسبت نامیده شود، آنگاه تعداد سیگنالهای که میتوان در دقیقه ارسال کرد با فرمول بیان میشود؛ که در آن ثابتی است که به طول و کیفیت مواد بستگی دارد. نشان دهید که اگر اینها داده شده باشند، وقتی بیشینه خواهد بود که .
راه حل برای مشتقگیری از ،
فرض کنید . آنگاه اکنون با استفاده از قاعده ضرب، داریم
وقتی ، بنابراین، از آزمون مشتق دوم نتیجه میشود که یک کمینه است اگر .
تمرین 14.14. بیشینه یا کمینه را بیابید.
پاسخ کمینه: برای .
راه حل
برای نشان دادن اینکه این مقدار خاص ، را کمینه میکند، آزمون مشتق دوم را اعمال میکنیم. ابتدا را مشتق میگیریم تا مشتق دوم را بیابیم
از آنجایی که وقتی
یک کمینه است که در رخ میدهد.
تمرین 14.15. مشتق بگیرید .
پاسخ .
راه حل
به یاد آورید که
و .
با استفاده از این ویژگیها، میتوانیم را به صورت بازنویسی کنیم. از آنجایی که ، اکنون میتوانیم جمله به جمله مشتق بگیریم
تمرین 14.16. مشتق بگیرید .
پاسخ .
راه حل
با استفاده از قاعده زنجیرهای
منحنی لگاریتمی
اجازه دهید به منحنیای بازگردیم که عرضهای متوالی آن در تصاعد هندسی قرار دارند، مانند آنچه با معادله نشان داده میشود.
با قرار دادن میتوان دید که
ارتفاع اولیه است.
سپس وقتی
همچنین میبینیم که مقدار عددی نسبت بین ارتفاع هر عرض و ارتفاع عرض قبلی است. در شکل زیر، را در نظر گرفتهایم؛ هر عرض برابر عرض قبلی است.
شکل 14.5
اگر دو مختص y متوالی به این ترتیب با نسبت ثابتی به هم مربوط شوند، لگاریتمهای آنها اختلاف ثابتی خواهند داشت؛ به طوری که اگر منحنی جدیدی رسم کنیم، در شکل زیر، با مقادیر به عنوان مختصات y، خطی راست خواهد بود که با گامهای مساوی به سمت بالا شیب دارد. در واقع، از معادله نتیجه میشود که از این رو حال، چون صرفاً یک عدد است و میتوان آن را به صورت نوشت، نتیجه میشود که و معادله به شکل جدید در میآید.
شکل 14.6
منحنی زوال
اگر را کسری سره (کمتر از واحد) در نظر بگیریم، منحنی بهطور واضح تمایل به فروافتادن دارد، همانطور که در شکل بعدی دیده میشود، جایی که هر مختص y متوالی ارتفاع قبلی است.
معادله همچنان
اما از آنجا که کمتر از یک است، کمیتی منفی خواهد بود و میتوان آن را به صورت نوشت؛ به طوری که ،3 و اکنون معادلهٔ ما برای منحنی به شکل در میآید.
اهمیت این عبارت در این است که در حالتی که متغیر مستقل زمان باشد، این معادله مسیر تعداد زیادی از فرآیندهای فیزیکی را نشان میدهد که در آنها چیزی بهتدریج از بین میرود. بنابراین، سرد شدن یک جسم داغ (در قانون مشهور «خنکشوندگی» نیوتن) با معادله نمایش داده میشود؛ که در آن اضافهٔ دمای اولیهٔ جسم داغ نسبت به محیط اطرافش است، اضافهٔ دما در پایان زمان ، و یک ثابت است—یعنی ثابت کاهش، که به میزان سطح در معرض جسم و به ضرایب رسانایی و گسیلندگی آن بستگی دارد.
فرمول مشابه برای بیان بار یک جسم باردار به کار میرود که در ابتدا دارای بار بوده و با ثابت کاهش در حال نشت است؛ ثابتی که در این حالت به ظرفیت جسم و مقاومت مسیر نشت بستگی دارد.
نوسانهایی که به یک فنر انعطافپذیر داده میشوند پس از مدتی از بین میروند؛ و زوال دامنهٔ حرکت را میتوان به روشی مشابه بیان کرد.
در واقع به عنوان یک عامل زوال برای تمام آن پدیدههایی عمل میکند که در آنها آهنگ کاهش با مقدار چیزی که در حال کاهش است متناسب است؛ یا جایی که در نمادهای معمول ما، در هر لحظه با مقداری که در آن لحظه دارد متناسب است. زیرا تنها کافی است به منحنی، شکل بالا، نگاه کنیم تا ببینیم که در هر بخش آن، شیب با ارتفاع متناسب است؛ منحنی با کوچکتر شدن مسطحتر میشود. بهصورت نمادین، بنابراین یا و با مشتقگیری، در نتیجه یا به زبان ساده، شیب منحنی رو به پایین و متناسب با و ثابت است.
اگر معادله را به شکل در نظر میگرفتیم، به همان نتیجه میرسیدیم؛ زیرا در آن صورت اما که به ما را میدهد، مانند قبل.
ثابت زمانی. در عبارت «عامل زوال» ، کمیت معکوس کمیت دیگری است که به عنوان «ثابت زمانی» شناخته میشود و میتوانیم آن را با نماد نشان دهیم. آنگاه عامل زوال به صورت نوشته خواهد شد؛ و با قرار دادن دیده میشود که معنی این است که این طول مدتی است که طول میکشد تا کمیت اولیه (که در مثالهای قبلی یا نامیده شد) به اندازهٔ اُم بخش—یعنی به —از مقدار اولیهٔ خود کاهش یابد.
به عنوان مثال، فرض کنید یک جسم داغ در حال سرد شدن است و در شروع آزمایش (یعنی وقتی ) C گرمتر از اجسام اطراف است، و اگر ثابت زمانی خنکشوندگی آن دقیقه باشد (یعنی اگر دقیقه طول بکشد تا اضافهٔ دمای آن به بخشی از درجه کاهش یابد)، آنگاه میتوانیم محاسبه کنیم که در هر زمان دلخواه به چه مقداری کاهش یافته است. به عنوان مثال، فرض کنید برابر با دقیقه باشد. آنگاه ، و باید مقدار را پیدا کنیم و سپس درجهٔ اولیه را در آن ضرب کنیم. از آنجا که برابر با است، در پایان دقیقه اضافهٔ دما به C کاهش یافته است.
مثالهای بیشتر
مثال 14.12. قدرت جریان الکتریکی در یک رسانا در زمان ثانیه پس از اعمال نیروی محرکهٔ الکتریکی تولیدکنندهٔ آن با عبارت داده میشود.
ثابت زمانی است.
اگر ، ، ؛ آنگاه وقتی بسیار بزرگ باشد، عبارت به تبدیل میشود و ؛ همچنین
مقدار آن در هر زمان میتواند بهصورت نوشته شود، که ثابت زمانی است. این بدان معناست که ثانیه طول میکشد تا جملهٔ متغیر به اندازهٔ مقدار اولیهٔ خود یعنی کاهش یابد.
برای یافتن مقدار جریان وقتی s، بگوییم، ، .
نتیجه میشود که پس از ثانیه، جملهٔ متغیر برابر با است و جریان واقعی برابر با است.
بهطور مشابه، در پایان ثانیه، جملهٔ متغیر برابر با است و جریان میباشد.
مثال 14.13. شدت یک باریکه نور که از ضخامت سانتیمتر از یک محیط شفاف عبور کرده است برابر است با ، که در آن شدت اولیهٔ باریکه و یک «ثابت جذب» است.
این ثابت معمولاً با آزمایش بهدست میآید. اگر مثلاً مشخص شود که شدت یک باریکه نور در عبور از سانتیمتر از یک محیط شفاف خاص 18% کاهش مییابد، این بدان معناست که یا . حال لگاریتم طبیعی هر دو طرف را میگیریم یا بنابراین .
برای یافتن ضخامتی که شدت را به نصف مقدار آن کاهش میدهد، باید مقدار ای را پیدا کرد که تساوی یا را برآورده میکند. این کار با قرار دادن این معادله بهصورت لگاریتمی، یعنی انجام میشود که نتیجه میدهد
مثال 14.14. مقدار از یک مادهٔ پرتوزا که هنوز واپاشی نیافته است، با مقدار اولیهٔ ماده از طریق رابطهٔ مرتبط است، که در آن یک ثابت و زمان سپریشده بر حسب ثانیه از آغاز واپاشی است.
برای «رادیوم »، اگر زمان بر حسب ثانیه بیان شود، آزمایش نشان میدهد که . زمان لازم برای واپاشی نیمی از ماده را بیابید. (این زمان «عمر متوسط» ماده نامیده میشود.)
حل. داریم . و
تمرینهای II
تمرین 14.17. منحنی را رسم کنید؛ که در آن ، ، و مقادیر مختلفی از تا داده میشود.
پاسخ برای مقادیر مختلف در بازهٔ با استفاده از ماشین حساب را محاسبه کنید. سپس نقاط بهدستآمده را به هم وصل کنید.
حل برای رسم منحنی با دست، میتوانیم را در مقادیر مختلف () محاسبه کنیم. برای مثال،
0
12.000
1
10.590
5
6.423
10
3.438
15
1.840
20
0.985
سپس هر یک از این نقاط را روی یک مجموعه محور رسم کرده و آنها را با یک منحنی نرم به هم وصل کنید.
همچنین ابزارهای متعددی برای رسم منحنی برای وجود دارد. برای مثال، میتوانید به WolframAlpha.com مراجعه کرده و در نوار جستجو بهسادگی تایپ کنید: plot 12 e^(-t/8) from t=0 to t=20.
تمرین 14.18. اگر یک جسم داغ بهگونهای سرد شود که در دقیقه اضافهٔ دمای آن به نصف مقدار اولیه کاهش یابد، ثابت زمانی را استخراج کنید و بیابید که چقدر طول میکشد تا به درصد از اضافهٔ اولیه برسد.
پاسخ ؛ دقیقه.
حل معادلهٔ خنکشوندگی عبارت است از
پس از 24 دقیقه
ثابت زمانی تقریباً است.
حال میخواهیم ای را بیابیم که
تمرین 14.19. منحنی را رسم کنید.
حل وقتی ،
وقتی یک عدد مثبت بزرگ باشد، جملهٔ ناچیز میشود (). در نتیجه،
از طرف دیگر، وقتی یک عدد منفی بزرگ باشد، جملهٔ بسیار بزرگ مثبت میشود. در نتیجه از نظر عددی بزرگ اما منفی میشود.
منحنی در زیر نشان داده شده است.
تمرین 14.20. معادلات زیر منحنیهای بسیار مشابهی میدهند: هر سه منحنی را با در نظر گرفتن واحد؛ واحد رسم کنید.
حل فرض میکنیم .
وقتی ، آنگاه
صفر است.
صفر است زیرا .
صفر است زیرا .
وقتی بسیار بزرگ مثبت باشد
تقریباً است زیرا میتوانیم را در مقایسه با نادیده بگیریم (برای مثال، وقتی و باشد، آنگاه ).
تقریباً است زیرا برای مقادیر بزرگ ناچیز است.
تقریباً است زیرا وقتی بزرگ باشد، .
برای مقادیر منفی ، این
منحنیها قابل مقایسه نیستند زیرا هنگامی که
به نزدیک است، بسیار بزرگ میشود.
وقتی مقدار منفی بزرگی دارد،
مثبت و بزرگ است.
بنابراین
منفی و بزرگ است وقتی مقدار منفی
بزرگی دارد.
است زیرا دوباره در مقایسه با قابل چشمپوشی است و بنابراین .
است زیرا وقتی مقدار منفی بزرگی دارد، .
این منحنیها در زیر نشان داده شدهاند.
تمرین 14.21. مشتق را نسبت به بیابید، اگر
پاسخ الف) ؛ (ب) ؛ (ج) .
راهحل
(الف)
با گرفتن لگاریتم طبیعی از هر دو طرف و یادآوری :
اکنون مشتقگیری کرده و با استفاده از قاعده زنجیرهای برای سمت چپ
و قاعده ضرب برای سمت راست
(ب)
روش ۱)
با گرفتن لگاریتم طبیعی از هر دو طرف و استفاده از خاصیت
،
داریم
حال هر دو طرف را نسبت به مشتق میگیریم:
با سادهسازی، مییابیم
روش ۲) به یاد آورید که .
بنابراین
قرار دهید و با اعمال
قاعده زنجیرهای برای که
، به دست میآوریم
(ج)
روش ۱) قرار دهید سپس با استفاده از نتیجه
بخش (الف) و قاعده زنجیرهای، به دست میآوریم
روش ۲) از هر دو طرف بگیرید
اکنون هر دو طرف را نسبت به مشتق بگیرید تا به دست آورید بنابراین
تمرین 14.22. برای «توریم »، مقدار برابر است؛ «عمر متوسط» را بیابید، یعنی
مدت زمانی که طول میکشد تا مقدار از «توریم » برابر نصف مقدار اولیه شود در عبارت
بر حسب ثانیه است.
پاسخ
ثانیه.
راهحل باید را چنان بیابیم که
با گرفتن
لگاریتم طبیعی از هر دو طرف ثانیه
تمرین 14.23. یک خازن با ظرفیت ، که تا پتانسیل
شارژ شده است، از طریق
یک مقاومت اهم تخلیه میشود. پتانسیل را پس از (الف) ثانیه؛ (ب) ثانیه بیابید؛ با فرض اینکه افت
پتانسیل از قاعده پیروی میکند.
پاسخ (الف) ;(ب) .
راهحل در اینجا یا
(الف) وقتی
(ب) وقتی
تمرین 14.24. بار یک کره فلزی عایقبندیشده باردار
از به واحد در دقیقه کاهش مییابد. ضریب نشت را بیابید، اگر ؛ بار اولیه و بر حسب ثانیه باشد. سپس زمانی را که
طول میکشد تا نصف بار نشت کند بیابید.
پاسخ ، .
راهحل از آنجا که میتوانیم را بیابیم
اکنون باید را چنان بیابیم
که
تمرین 14.25. تضعیف روی یک خط تلفن را میتوان
از رابطه مشخص کرد، که در آن
شدت جریان تلفنی، پس از ثانیه،
با شدت اولیه ؛ طول خط بر حسب کیلومتر، و یک ثابت است. برای کابل زیردریایی
فرانسه-انگلیس که در سال ۱۹۱۰ کشیده شد، . تضعیف را در انتهای
کابل ( کیلومتر) و طولی که در
آن هنوز ٪ از جریان اولیه است (مقدار حدی
شنود بسیار خوب) بیابید.
پاسخ
٪ از است، کیلومتر.
راهحل
(الف)
بنابراین، شدت جریان
از شدت اولیه میشود.
(ب)
تمرین 14.26. فشار جو در ارتفاع کیلومتری با داده میشود؛ فشار در سطح دریا ( میلیمتر) است.
فشارها در ، و کیلومتر به ترتیب ، ، هستند. را در هر حالت بیابید. با استفاده از
مقدار میانگین ، درصد خطا را در
هر حالت بیابید.
پاسخ ، ، ، میانگین ؛ ٪، تقریباً صفر، ٪.
راهحل
محاسبه وقتی ،
محاسبه وقتی
محاسبه وقتی
میانگین (مقدار میانگین
):
محاسبه با استفاده از وقتی :
محاسبه با استفاده از وقتی :
محاسبه با استفاده از وقتی :
تمرین 14.27. کمینه یا بیشینه را بیابید.
پاسخ کمینه برای .
راهحل در تمرین S نشان دادیم که
با قرار دادن
از آنجایی که ،
در کمینه یا بیشینه، باید داشته باشیم آنگاه
برای تعیین اینکه آیا این مقدار
را بیشینه یا کمینه میکند،
آزمون مشتق دوم را اعمال میکنیم:
وقتی ، آنگاه بنابراین، متناظر با مقدار کمینه است.
نمودار در زیر نشان داده شده است.
تمرین 14.28. کمینه یا بیشینه را بیابید.
پاسخ بیشینه برای .
راهحل
برای مشتقگیری، ابتدا از هر دو طرف لگاریتم طبیعی میگیریم
سپس از قاعده زنجیرهای استفاده میکنیم:
از آنجایی که ،
یا
برای تعیین اینکه ،
را کمینه یا بیشینه میکند،
مقدار را در این نقطه با
مقادیر در برخی نقاط نزدیک
مقایسه میکنیم:
وقتی
وقتی
وقتی
بنابراین ، را بیشینه میکند.
همچنین میتوانیم آزمون مشتق دوم را اعمال کنیم:
با استفاده از قاعده خارج قسمت
بنابراین،
وقتی ، هم و هم صفر هستند. بنابراین، وقتی
از آزمون مشتق دوم نتیجه میشود که یک
بیشینه است که در رخ
میدهد.
نمودار
در زیر نشان داده شده است
تمرین 14.29. کمینه یا بیشینه را بیابید.
پاسخ کمینه برای .
راهحل
با استفاده از قاعده ضرب
برای یافتن ، قرار دهید و
از قاعده زنجیرهای استفاده کنید
بنابراین
از آنجا که ،
یا
با استفاده از آزمون مشتق دوم
وقتی که
بنابراین
یک کمینه است که وقتی رخ میدهد.
توابع هذلولوی
توابع هذلولوی ترکیبهای خاصی از توابع نمایی هستند که به طور مکرر در کاربردهای مختلف ظاهر میشوند و ریاضیدانان را بر آن داشتهاند تا نامهای متمایزی به آنها بدهند و خواص آنها را به طور کامل بررسی کنند. اگرچه توابع هذلولوی ترکیبی از توابع نمایی هستند، اما از برخی جهات شبیه توابع مثلثاتی هستند. در نتیجه، به توابع هذلولوی نامهای جداگانهای مانند سینوس هذلولوی، کسینوس هذلولوی، تانژانت هذلولوی و غیره داده میشود. تعاریف آنها به شرح زیر است:
میتوان به راحتی نمودارهای و را با رسم منحنیهای و
، جمع و تفریق عرضها و نصف کردن هر یک رسم کرد. شکل زیر نمودارهای آنها را نشان میدهد.
شکل 14.8
یک زنجیرهای (catenary) که نمودار کسینوس هذلولوی است، منحنیای است که شکل یک زنجیر یا طناب همگن را که تحت وزن خود آویزان است توصیف میکند.
وقتی مثبت بزرگ باشد، بسیار بزرگ است، در حالی که بسیار کوچک است؛ بنابراین که منجر به:
به طور مشابه، وقتی منفی بزرگ باشد،
ناچیز است، و
،
و بنابراین:
نمودار در زیر نشان داده شده است.
شکل 14.9
اتحادهای بین توابع هذلولوی
خواص توابع هذلولوی شباهت زیادی به خواص متناظر توابع مثلثاتی دارد.
مستقیماً از تعاریف نتیجه میشود که حال با استفاده از ، به دست میآوریم بنابراین یکی از اتحادهای اساسی را اثبات کردهایم: حال اگر هر جمله از معادله فوق را بر تقسیم کنیم، به دست میآوریم
به طور مشابه، با تقسیم هر جمله از بر
به ما میدهد
مثال 14.15. اثبات کنید .
حل. بیایید سمت راست را ساده کنیم
بنابراین، به روشی مشابه، میتوانیم اثبات کنیم از اتحاد فوق نتیجه میشود که بنابراین، به طور مشابه،
بنابراین،
مجموعه مهم دیگری از اتحادها که بلافاصله از تعاریف نتیجه میشوند، عبارتاند از:4
مشتقات توابع هذلولوی
از آنجا که توابع هذلولوی ترکیبی از توابع نمایی هستند و ما به تازگی یاد گرفتهایم که چگونه توابع نمایی را مشتق بگیریم، میتوانیم قواعد مشتقگیری آموخته شده در فصلهای 5
و 6
را برای تعیین مشتقات توابع هذلولوی به کار ببریم.
برای مثال، از آنجا که ، داریم به طور مشابه، میتوانیم نشان دهیم که .
مثال 14.16. نشان دهید .
حل. از آنجا که ، میتوانیم از
قاعده خارج قسمت استفاده کنیم:
به طور خلاصه،
توابع هذلولوی معکوس
تابع سینوس هذلولوی معکوس با یا نشان داده میشود، و به صورت تعریف میشود. همچنین میتوانیم تابع کسینوس هذلولوی معکوس را که با یا نشان داده میشود، به صورت تعریف کنیم. با این حال، توجه داشته باشید که اگر ، آنگاه نیز برابر با است. این بدان معناست که تعریف فوق به ازای هر مقدار دو مقدار نسبت میدهد. برای اینکه یک تابع تکمقداری باشد، توافق میکنیم که فقط مقادیر نامنفی را تولید کند. علاوه بر این، چون ، تابع کسینوس هذلولوی معکوس هیچ مقداری از کمتر از نمیپذیرد.
به طور مشابه، تابع تانژانت هذلولوی معکوس با
تعریف میشود. از آنجا که ، تابع تانژانت هذلولوی معکوس هیچ مقداری از بزرگتر یا مساوی یا کوچکتر یا مساوی نمیپذیرد.
به طور خلاصه،
میتوانیم فرمولهای صریحی برای توابع هذلولوی معکوس پیدا کنیم.
مثال 14.17. نشان دهید که .
حل. اگر ، آنگاه
با ضرب در ، به دست میآوریم یا
این یک معادله درجه دوم بر حسب است. بنابراین، با استفاده از فرمول درجه دوم،
از آنجا که و بزرگتر از است، فقط علامت مثبت قابل قبول است.
بنابراین،
با گرفتن لگاریتم طبیعی از هر طرف،
بنابراین،
به روشی مشابه، میتوانیم فرمولهای صریحی برای سایر توابع هذلولوی معکوس استخراج کنیم. میتواندهرعددیباشد
مشتقات توابع هذلولوی معکوس
با آنچه تاکنون آموختهایم، میتوانیم مشتقات توابع هذلولوی معکوس را بیابیم.
مثال 14.18. اگر (که با
نیز نشان داده میشود)، بیابید .
حل. اگر ، آنگاه ، و با استفاده از مشتق تابع معکوس (اینجا را ببینید اینجا)
همچنین میتوانیم مشتق را با مشتقگیری از بیابیم. با استفاده از قاعده زنجیرهای و این واقعیت که ، به دست میآوریم این نتیجهای را که قبلاً به دست آوردیم تأیید میکند.
مثال 14.19. اگر (که با
نیز نشان داده میشود)، بیابید .
حل. اگر ، آنگاه ، و بنابراین،
مثال 14.20. اگر (که با
نیز نشان داده میشود)، بیابید . نشان دهید که