تقریب تیلور


 

17.1 مقدمه

17.1.1 چگونه خطی بودن به فاینمن در فتح ریشه مکعب کمک کرد

طبق افسانه‌ها1، ریچارد فاینمن در چالشی برای محاسبه ریشه مکعب 1729.03 در مقابل محاسبه با چرتکه شرکت کرد. با استفاده از تقریب خطی و کمی شانس، او توانست با کاغذ و مداد به 12.002384 برسد. ریشه مکعب واقعی 12.002383785691718123057 است. فاینمن چگونه این کار را کرد؟ راز در تقریب خطی است. این بدان معناست که ما تابعی مانند f ( x ) = x 1 / 3 را با یک تابع خطی تقریب می‌زنیم. همین کار را می‌توان برای توابع چندمتغیره نیز انجام داد. تقریب خطی به شکل است.

شکل ۱. صحنه چرتکه در فیلم "بی‌نهایت".

17.1.2 فراتر از تقریب‌های خطی

همچنین می‌توان تقریب‌های مرتبه بالاتر انجام داد. برای مثال، تابع f ( x ) = e x تقریب خطی L ( x ) = 1 + x در a = 0 و تقریب درجه دوم Q ( x ) = 1 + x + x 2 / 2 در a = 0 دارد. برای بدست آوردن جمله درجه دوم، فقط باید مطمئن شویم که مشتق اول و دوم در x = a برابر باشند. این فرمول را می‌دهد. در واقع، می‌توانید بررسی کنید که f ( x ) و Q ( x ) مشتقات اول و دوم یکسانی در x = a دارند. تقریب درجه n آنگاه چندجمله‌ای P n ( x ) = k = 0 n f ( k ) ( a ) ( x a ) k k ! . است. برای مثال، برای تابع e x ، تقریب مرتبه m ام e x = 1 + x + x 2 / 2 ! + x 3 / 3 ! + + x n / n ! . را داریم.

17.1.3 تقریب‌های چندمتغیره

همین کار را می‌توان در ابعاد بالاتر انجام داد. همه چیز یکسان است. فقط باید از مشتق d f به جای مشتق معمولی استفاده کنیم. در اینجا فقط به تقریب خطی و درجه دوم توابع n می‌پردازیم. تقریب خطی آنگاه L ( x ) = f ( a ) + f ( a ) ( x a ) است که در آن f ( a ) = d f ( a ) = [ f x 1 ( a ) , , f x n ( a ) ] ماتریس ژاکوبی است، که یک بردار سطری است. اکنون، از آنجا که می‌توانیم d f ( x ) : n n را ببینیم، مشتق دوم یک ماتریس d 2 f ( x ) = H ( x ) است. این ماتریس هسین نامیده می‌شود. تمام مشتقات دوم H i j ( x ) = f x i x j را در خود رمزگذاری می‌کند.

17.2 سخنرانی

17.2.1 رونمایی از فرمول تیلور چندبعدی

با داشتن یک تابع f : m n ، مشتق آن d f ( x ) ماتریس ژاکوبی است. برای هر x m ، می‌توانیم از ماتریس d f ( x ) و یک بردار v m استفاده کنیم تا D v f ( x ) = d f ( x ) v m را بدست آوریم. برای v ثابت، این یک نگاشت x m d f ( x ) v n تعریف می‌کند، مانند f اصلی. از آنجا که D v یک نگاشت روی 𝒳 = { تمام توابع از  m n } , است، آن را یک عملگر می‌نامند. فرمول تیلور f ( x + t ) = e D t f ( x ) در ابعاد دلخواه برقرار است:

قضیه ۱. f ( x + t v ) = e D v t f = f ( x ) + D v t f ( x ) 1 ! + D v 2 t 2 f ( x ) 2 ! +

اثبات. این همان تیلور تک‌متغیره روی خط x + t v است. مشتق جهتی D v f در آنجا همان مشتق معمولی به صورت lim t 0 [ f ( x + t v ) f ( x ) ] / t = D v f ( x ) . است. از نظر فنی، همچنین نیاز داریم که مجموع همگرا باشد: مانند توابع ساخته شده از چندجمله‌ای‌ها، sin ، cos ، exp . ◻

17.2.2 تانسورها و نمایش سری تیلور چندبعدی

فرمول تیلور را می‌توان با استفاده از مشتقات متوالی d f ، d 2 f ، d 3 f نیز نوشت، که آنگاه تانسور نامیده می‌شوند. در حالت اسکالر n = 1 ، مشتق اول d f ( x ) به گرادیان f ( x ) منجر می‌شود، مشتق دوم d 2 f ( x ) به ماتریس هسین H ( x ) که یک فرم دوخطی است که روی جفت‌های بردار عمل می‌کند. مشتق سوم d 3 f ( x ) سپس روی سه‌تایی‌های بردارها عمل می‌کند و الی آخر. همچنان می‌توان مانند یک بعد نوشت

قضیه ۲.

اگر f ( k ) = d k f بنویسیم. برای یک چندجمله‌ای، این فقط بدان معناست که ابتدا ثابت، سپس تمام جملات خطی، سپس تمام جملات درجه دوم، سپس تمام جملات درجه سوم و الی آخر را می‌نویسیم.

17.2.3 تقریب محلی از طریق خطی‌سازی

فرض کنید f : m و سری تیلور را بعد از گام اول متوقف کنید. بدست می‌آوریم L ( x 0 + v ) = f ( x 0 ) + f ( x 0 ) v . مرسوم است که این را با x = x 0 + v ، v = x x 0 به صورت L ( x ) = f ( x 0 ) + f ( x 0 ) ( x x 0 ) بنویسیم. این تابع خطی‌سازی f نامیده می‌شود. هسته L f ( x 0 ) یک منیفلد خطی است که سطح { x f ( x ) f ( x 0 ) = 0 } . را تقریب می‌زند. اگر f : m n ، آنگاه آنچه گفته شد می‌تواند برای هر مولفه f i از f ، با 1 i n اعمال شود. نمی‌توان به اندازه کافی بر اهمیت این خطی‌سازی تأکید کرد.2

17.2.4 نزدیک‌تر شدن: تقریب‌های درجه دوم با هسین

اگر سری تیلور را بعد از دو گام متوقف کنیم، تابع Q ( x + v ) = f ( x ) + d f ( x ) v + v d 2 f ( x ) v / 2. را بدست می‌آوریم. ماتریس H ( x ) = d 2 f ( x ) ماتریس هسین در نقطه x نامیده می‌شود. در اینجا نیز مرسوم است که v را با نوشتن x = x 0 + v حذف کنیم. Q ( x ) = f ( x 0 ) + f ( x 0 ) ( x x 0 ) + ( x x 0 ) H ( x 0 ) ( x x 0 ) / 2 تقریب درجه دوم f نامیده می‌شود. هسته Q f ( x 0 ) منیفلد درجه دوم Q ( x ) f ( x 0 ) = x B x + A x = 0 , است، که در آن A = d f و B = d 2 f / 2 . این سطح { x f ( x ) f ( x 0 ) = 0 } را حتی بهتر از حالت خطی تقریب می‌زند. اگر | x x 0 | از مرتبه ϵ باشد، آنگاه | f ( x ) L ( x ) | از مرتبه ϵ 2 و | f ( x ) Q ( x ) | از مرتبه ϵ 3 است. این از فرمول دقیق تیلور با باقی‌مانده نتیجه می‌شود.3

17.2.5 صفحه مماس بر یک سطح

برای بدست آوردن صفحه مماس بر یک سطح f ( x ) = C می‌توان به سادگی به منیفلد خطی L ( x ) = C نگاه کرد. با این حال، روش بهتری وجود دارد:

صفحه مماس بر سطح f ( x , y , z ) = C در ( x 0 , y 0 , z 0 ) برابر است با a x + b y + c z = d ، که در آن [ a , b , c ] T = f ( x 0 , y 0 , z 0 ) و d = a x 0 + b y 0 + c z 0 .

17.2.6 چگونه گرادیان‌ها به یافتن صفحات مماس بر سطوح کمک می‌کنند

این از قضیه اساسی گرادیان‌ها نتیجه می‌شود:

قضیه ۳. گرادیان f ( x 0 ) از f : m بر سطح S = { f ( x ) = f ( x 0 ) = C } در x 0 عمود است.

اثبات. فرض کنید r ( t ) یک خم روی S با r ( 0 ) = x 0 باشد. قاعده زنجیری تضمین می‌کند اما چون f ( r ( t ) ) = c ثابت است، این صفر است و تضمین می‌کند که بر گرادیان عمود باشد. از آنجا که این برای هر خمی کار می‌کند، اثبات کامل است. ◻

17.3 مثال‌ها

مثال ۱. فرض کنید f : 2 به صورت f ( x , y ) = x 3 y 2 + x + y 3 داده شده باشد. تقریب درجه دوم در ( x 0 , y 0 ) = ( 1 , 1 ) چیست؟ داریم d f ( 1 , 1 ) = [ 4 , 5 ] و

خطی‌سازی برابر است با L ( x , y ) = 4 ( x 1 ) + 5 ( y 1 ) + 3. تقریب درجه دوم Q ( x , y ) = 3 + 4 ( x 1 ) + 5 ( y 1 ) + 6 ( x 1 ) 2 / 2 + 12 ( x 1 ) ( y 1 ) / 2 + 8 ( y 1 ) 2 / 2. است. این وضعیتی است که در سمت چپ شکل (17.2) نمایش داده شده است. برای v = [ 7 , 2 ] T ، مشتق جهتی بسط تیلور داده شده در ابتدا یک سری متناهی است زیرا f یک چندجمله‌ای بود:

مثال ۲. برای f ( x , y , z ) = x 4 + x 2 + y 2 + z 2 ، گرادیان و هسین عبارتند از

خطی‌سازی L ( x , y , z ) = 2 2 ( x 1 ) + 2 ( y 1 ) + 2 ( z 1 ) . است. تقریب درجه دوم Q ( x , y , z ) = 2 2 ( x 1 ) + 2 ( y 1 ) + 2 ( z 1 ) + ( 10 ( x 1 ) 2 + 2 ( y 1 ) 2 + 2 ( z 1 ) 2 ) / 2 وضعیتی است که در سمت راست شکل (17.2) نمایش داده شده است.

مثال ۳. صفحه مماس بر سطح f ( x , y , z ) = 1 / 10 برای در نقطه ( x , y , z ) = ( 0 , 0 , 1 / 10 ) چیست؟ گرادیان f ( 0 , 0 , 1 / 10 ) = [ 0 0 2 ] . است. معادله صفحه مماس 2 z = d است، که در آن ثابت d با جایگذاری نقطه بدست می‌آید. در نهایت به 2 z = 2 / 10 می‌رسیم. خطی‌سازی L ( x , y , z ) = 1 / 20 + 2 ( z 1 / 10 ) است.

تمرین‌ها

تمرین ۱. فرض کنید r ( t ) = [ 3 t + cos ( t ) , t + 4 sin ( t ) ] T یک خم و f ( [ x , y ] T ) = [ x 3 + y , x + 2 y + y 3 ] T یک تغییر مختصات باشد.

  1. را در t = 0 محاسبه کنید، سپس d f ( x , y ) و A = d f ( r ( 0 ) ) و را.
  2. ابتدا R ( t ) = f ( r ( t ) ) را محاسبه کنید، سپس را بیابید. باید با قسمت الف مطابقت داشته باشد.

تمرین ۲.

  1. سطح f ( x , y , z ) = x 2 + y 2 4 + z 2 9 = 4 + 1 / 4 + 1 / 9 یک بیضی‌گون است. z x ( x , y ) را در نقطه ( x , y , z ) = ( 2 , 1 , 1 ) با استفاده از قاعده مشتق‌گیری ضمنی محاسبه کنید. (از فرمول استفاده کنید).
  2. گام نیوتن را ۳ بار با شروع از x = 2 برای حل معادله x 2 2 = 0 اعمال کنید.

تمرین ۳. ریشه مکعب 1002 را بدون استفاده از فناوری و با استفاده از تقریب درجه دوم ارزیابی کنید. به‌ویژه ببینید چقدر به مقدار واقعی نزدیک هستید.

تمرین ۴.

  1. صفحه مماس بر سطح f ( x , y , z ) = x y z = 60 را در ( x , y , z ) = ( 100 , 36 , 1 ) بیابید.
  2. 100.1 36.1 0.999 را با استفاده از تقریب خطی تخمین بزنید (به جای f ( x , y , z ) ، L ( x , y , z ) را محاسبه کنید).

تمرین ۵. تقریب مربعی Q ( x , y ) تابع f ( x , y ) = x 3 + x 2 y + x 2 + y 2 2 x + 3 x y را در نقطهٔ ( 1 , 2 ) با محاسبهٔ بردار گرادیان f ( 1 , 2 ) و ماتریس هشین H ( 1 , 2 ) بیابید. بردار f ( 1 , 2 ) یک ماتریس 1 × 2 (بردار ردیفی) و ماتریس هشین H ( 1 , 2 ) یک ماتریس 2 × 2 است.


  1. کتاب فاینمن با عنوان «What do you care what other people think».↩︎
  2. باز هم: ایدهٔ خطی‌سازی بسیار مهم است زیرا جبر خطی را وارد می‌کند.↩︎
  3. اگر f C n + 1 ، f ( x + t ) = k = 0 n f ( k ) ( x ) t k / k ! + 0 t ( t s ) n f ( n + 1 ) ( x + s ) / n ! d s . (این را با استقرا اثبات کنید!)↩︎