تغییر پایه
اگرچه کاری که تاکنون با تبدیلات خطی انجام دادهایم ممکن است پیچیده بوده باشد، اما تا حد زیادی خودکار بود. با معرفی مفهوم جدید تبدیل خطی، ما صرفاً اجازه دادیم برخی از مفاهیم پیشین راههایی را پیشنهاد دهند که از طریق آنها با تبدیلات خطی مرتبط میشوند. اکنون مطالعه واقعی تبدیلات خطی را آغاز میکنیم. به عنوان اولین کاربرد این نظریه، مسائل ناشی از تغییر پایه را حل خواهیم کرد. این مسائل را میتوان بدون اشاره به تبدیلات خطی فرمولبندی کرد، اما راهحل آنها به مؤثرترین شکل بر حسب تبدیلات خطی ارائه میشود.
فرض کنید یک فضای برداری -بعدی باشد و و دو پایه در باشند. ممکن است دو پرسش زیر را مطرح کنیم.
پرسش اول. اگر در باشد، ، رابطه بین مختصات آن نسبت به و مختصات آن نسبت به چیست؟
پرسش دوم. اگر یک مجموعه مرتب از اسکالر باشد، رابطه بین بردارهای و چیست؟
هر دو پرسش به راحتی در زبان تبدیلات خطی پاسخ داده میشوند. یعنی تبدیل خطی را در نظر میگیریم که با ، تعریف میشود. به طور صریحتر: فرض کنید ماتریس در پایه باشد، یعنی . مشاهده میکنیم که وارونپذیر است، زیرا نتیجه میدهد که .
پاسخ به پرسش اول. از آنجا که
پاسخ به پرسش دوم.
به طور تقریبی، تبدیل خطی وارونپذیر (یا به طور دقیقتر، ماتریس ) را میتوان به عنوان یک تبدیل مختصات (مانند (1)) در نظر گرفت، یا میتوان آن را (آنطور که معمولاً در (2) در نظر میگیریم) به عنوان یک تبدیل برداری در نظر گرفت.
در رسالههای کلاسیک درباره فضاهای برداری، مرسوم است که بردارها به جای موجودیتهای انتزاعی، به عنوان -تاییهای عددی در نظر گرفته شوند؛ این امر مستلزم معرفی برخی اصطلاحات دستوپاگیر است. در اینجا یک واژهنامه مختصر از برخی از گیجکنندهترین اصطلاحات و نمادهایی که در ارتباط با فضاهای دوگان و تبدیلات الحاقی به کار میروند، ارائه میدهیم.
اگر یک فضای برداری -بعدی باشد، یک بردار با مختصاتش نسبت به یک دستگاه مختصات مطلق و ترجیحدادهشده مشخص میشود؛ این مختصات یک مجموعه مرتب از اسکالر را تشکیل میدهند. مرسوم است که این مجموعه از اسکالرها را در یک ستون بنویسیم، عناصر فضای دوگان