هم‌ریختی‌های طبیعی

اکنون تنها یک شک ممکن دیگر وجود دارد که خواننده ممکن است (یا به هر حال، باید) داشته باشد. بسیاری از نتایج پیشین ما پیامد روابط بازتابی مانند A = A بودند؛ آیا این‌ها پس از انقلاب تبدیل کروشه به پرانتز همچنان معتبر باقی می‌مانند؟ دقیق‌تر آن است که سؤال را به شکل زیر بپرسیم. هر آنچه درباره یک فضای یکانی 𝒱 می‌گوییم باید درباره فضای یکانی 𝒱 نیز صادق باشد؛ به ویژه، این فضا همچنین در یک رابطه یکریختی مزدوج طبیعی با فضای دوگان خود 𝒱 قرار دارد. اگر اکنون به ازای هر بردار در 𝒱 یک بردار در 𝒱 را متناظر کنیم، به طوری که ابتدا یکریختی مزدوج طبیعی از 𝒱 به 𝒱 را اعمال کنیم و سپس همین مسیر را از 𝒱 به 𝒱 طی کنیم، آنگاه این نگاشت رقیبی برای عنوان نگاشت طبیعی از 𝒱 به 𝒱 است، عنوانی که پیش‌تر در فصل اول به یک تناظر به ظاهر متفاوت اعطا شده بود. رابطه بین این دو تناظر طبیعی چیست؟ اظهارات ما درباره انطباق، به جز اصلاحات جزئی، نظریه‌های پرانتز و کروشه، واقعاً با این واقعیت توجیه می‌شوند، که اکنون آن را اثبات خواهیم کرد، مبنی بر اینکه این دو نگاشت یکسان هستند. (نباید تعجب‌آور باشد، زیرا α ¯ ¯ = α ، که پس از دو بار اعمال، مزدوج‌گیری دردسرساز ناپدید می‌شود.) اثبات کوتاه‌تر از مقدمه آن است.

فرض کنید y 0 هر عنصری از 𝒱 باشد؛ متناظر با آن، تابعک خطی y 0 در 𝒱 قرار دارد که با y 0 ( x ) = ( x , y 0 ) تعریف می‌شود، و به نوبه خود، متناظر با y 0 ، تابعک خطی y 0 در 𝒱 قرار دارد که با y 0 ( y ) = ( y , y 0 ) تعریف می‌شود. هر دوی این تناظرات توسط نگاشتی که در این فصل معرفی شد داده می‌شوند. پیش‌تر (به بخش: بازتابی مراجعه کنید) عنصر متناظر y 0 در 𝒱 برای y 0 در 𝒱 با y 0 ( y ) = y ( y 0 ) برای تمام y ها در 𝒱 تعریف شده بود؛ ما باید نشان دهیم که y 0 ، همان‌طور که در اینجا تعریف کردیم، در این اتحاد صدق می‌کند. فرض کنید y هر تابعک خطی روی 𝒱 باشد (یعنی هر عنصری از 𝒱 )؛ داریم y 0 ( y ) = ( y , y 0 ) = ( y 0 , y ) = y ( y 0 ) . (تساوی وسط از تعریف ضرب داخلی در 𝒱 ناشی می‌شود.) این تمام مسائل ما را حل می‌کند.

تمرین‌ها

تمرین ۱. اگر و 𝒩 زیرفضاهایی از یک فضای ضرب داخلی متناهی‌بعد باشند، آنگاه ( + 𝒩 ) = 𝒩 و ( 𝒩 ) = + 𝒩 .  

تمرین ۲. اگر به ازای هر x = ( ξ 1 , ξ 2 , ξ 3 ) در 3 باشد، برداری مانند y در 3 بیابید به طوری که .

تمرین ۳. اگر y برداری در یک فضای ضرب داخلی باشد، اگر A یک تبدیل خطی روی آن فضا باشد، و اگر f ( x ) = ( y , A x ) به ازای هر بردار x باشد، آنگاه f یک تابعک خطی است؛ برداری مانند y بیابید به طوری که f ( x ) = ( x , y ) به ازای هر x .

تمرین ۴. 

  1. اگر A یک تبدیل خطی روی یک فضای ضرب داخلی متناهی‌بعد باشد، آنگاه tr ( A A ) 0 ؛ یک شرط لازم و کافی برای اینکه tr ( A A ) = 0 این است که A = 0 . (راهنمایی: به ماتریس‌ها نگاه کنید.) این ویژگی اثرها اغلب می‌تواند برای به دست آوردن حقایق جبری دست‌نیافتنی در غیر این صورت، درباره حاصل‌ضرب تبدیل‌ها و الحاقی‌هایشان استفاده شود.
  2. با استفاده از استدلال اثر، و همچنین به طور مستقیم، اثبات کنید که اگر A 1 , , A k تبدیل‌های خطی روی یک فضای ضرب داخلی متناهی‌بعد باشند و اگر j = 1 k A j A j = 0 ، آنگاه A 1 = = A k = 0 .
  3. اگر A A = B B B B ، آنگاه A = 0 .
  4. اگر A با A جابه‌جا شود و اگر A با B جابه‌جا شود، آنگاه A با B جابه‌جا می‌شود. (راهنمایی: اگر C = A B B A و D = A B B A ، آنگاه tr ( C C ) = tr ( D D ) + tr [ ( A A A A ) ( B B B B ) ] . )  

تمرین ۵. 

  1. فرض کنید یک فضای یکانی است، و مجموعه تمام زوج‌های مرتب x , y را با x و y در تشکیل دهید (یعنی مجموع مستقیم با خودش). اثبات کنید که معادله ( x 1 , y 1 , x 2 , y 2 ) = ( x 1 , x 2 ) + ( y 1 , y 2 ) یک ضرب داخلی در مجموع مستقیم تعریف می‌کند.
  2. اگر U با U x , y = y , x تعریف شود، آنگاه U U = 1 .
  3. نمودار یک تبدیل خطی A روی مجموعه تمام آن عناصر x , y از است که برای آن‌ها y = A x . اثبات کنید که نمودار هر تبدیل خطی روی یک زیرفضا از است.
  4. اگر A یک تبدیل خطی روی با نمودار 𝒢 باشد، آنگاه نمودار A متمم متعامد (در ) تصویر تحت U (به (ب) مراجعه کنید) از نمودار A است.

تمرین ۶. 

  1. اگر به ازای هر تبدیل خطی A روی یک فضای ضرب داخلی متناهی‌بعد N ( A ) = tr ( A A ) باشد، آنگاه N یک نرم است (روی فضای تمام تبدیل‌های خطی).
  2. آیا نرم N توسط یک ضرب داخلی القا می‌شود؟

تمرین ۷. 

  1. دو تبدیل خطی A و B روی یک فضای ضرب داخلی هم‌نهشت نامیده می‌شوند اگر یک تبدیل خطی معکوس‌پذیر P وجود داشته باشد به طوری که B = P A P . (این مفهوم اغلب برای "فرم‌های درجه دوم" مرتبط با تبدیل‌های خطی تعریف می‌شود و نه برای خود تبدیل‌های خطی؛ این تا حد زیادی سلیقه‌ای است. توجه کنید که اگر α ( x ) = ( A x , x ) و β ( x ) = ( B x , x ) ، آنگاه B = P A P ایجاب می‌کند که β ( x ) = α ( P x ) .) اثبات کنید که هم‌نهشتی یک رابطه هم‌ارزی است.
  2. اگر A و B هم‌نهشت باشند، آنگاه A و B نیز هم‌نهشت هستند.
  3. آیا تبدیل خطی A وجود دارد به طوری که A با یک اسکالر α هم‌نهشت باشد، اما A α ؟
  4. آیا تبدیل‌های خطی A و B وجود دارند به طوری که A و B هم‌نهشت باشند، اما A 2 و B 2 هم‌نهشت نباشند؟
  5. اگر دو تبدیل معکوس‌پذیر هم‌نهشت باشند، آنگاه معکوس‌های آن‌ها نیز هم‌نهشت هستند.