تحولات مثبت
چه زمانی یک عدد مختلط مثبت است (یعنی )؟ دو شرط لازم و کافی که به یک اندازه طبیعی هستند این است که را بتوان به فرم با یک حقیقی نوشت، یا اینکه را بتوان به فرم با یک (به طور کلی مختلط) نوشت. با به خاطر سپردن این واقعیت نیز که (حداقل برای فضاهای یکانی) ویژگی هرمیتی یک تبدیل را میتوان بر حسب ضربهای داخلی توصیف کرد، میتوانیم هر یک از سه شرط زیر را در نظر بگیریم و تلاش کنیم از آن به عنوان تعریف مثبت بودن برای تبدیلها استفاده کنیم:
پیش از تصمیمگیری درباره اینکه کدام یک از این سه شرط را به عنوان تعریف استفاده کنیم، مشاهده میکنیم که (1) (2) (3). در واقع: اگر و ، آنگاه ، و اگر ، آنگاه و در حقیقت درست است که (3) مستلزم (1) است، به طوری که این سه شرط معادل هستند، اما تا بعداً نخواهیم توانست این را اثبات کنیم. ما شرط سوم را به عنوان تعریف خود میپذیریم.
تعریف ۱. یک تبدیل خطی روی یک فضای ضرب داخلی مثبت است، با نماد ، اگر خودالحاقی باشد و اگر برای همه .
به طور کلیتر، هر زمان که باشد، خواهیم نوشت (یا ). اگرچه، البته، کاملاً ممکن است که تفاضل دو تبدیل که حتی خودالحاقی هم نیستند مثبت از آب درآید، ما عموماً نامساویها را فقط برای تبدیلهای خودالحاقی مینویسیم. توجه کنید که برای یک فضای ضرب داخلی مختلط، بخشی از تعریف مثبت بودن زائد است؛ اگر برای همه ، آنگاه، به طور خاص، برای همه حقیقی است، و بنا بر قضیه ۴ بخش پیشین، باید مثبت باشد.
تبدیلهای مثبت معمولاً نیمهمعین نامنفی نامیده میشوند. اگر و مستلزم این باشد که ، خواهیم گفت که اکیداً مثبت است؛ اصطلاح رایج معین مثبت است. از آنجا که نامساوی شوارتز ایجاب میکند که میبینیم که اگر یک تبدیل اکیداً مثبت باشد و اگر ، آنگاه ، به طوری که، روی یک فضای ضرب داخلی با بعد متناهی، یک تبدیل اکیداً مثبت معکوسپذیر است. بعداً خواهیم دید که عکس آن نیز درست است؛ اگر و معکوسپذیر باشد، آنگاه اکیداً مثبت است. گاهی اوقات مناسب است که واقعیت اکیداً مثبت بودن یک تبدیل را با نوشتن نشان دهیم؛ اگر ، همچنین میتوانیم بنویسیم (یا ).
امکان ارائه یک مشخصهسازی ماتریسی برای تبدیلهای مثبت وجود دارد؛ ما این بحث را تا بعداً به تعویق میاندازیم. در این میان، فرصتهایی پیش خواهد آمد که به ماتریسهای مثبت ارجاع دهیم، که منظورمان ماتریسهای متقارن هرمیتی است (یعنی ) با این ویژگی که برای هر دنباله از اسکالر داریم . (در حالت حقیقی میتوان خطهای بالای حروف را حذف کرد؛ در حالت مختلط، تقارن هرمیتی از شرط دیگر نتیجه میشود.) این شرایط به وضوح معادل با این شرط هستند که ماتریسِ، نسبت به یک دستگاه مختصات متعامد یکه، یک تبدیل مثبت باشد.
قواعد جبری برای ترکیب تبدیلهای مثبت مشابه قواعد تبدیلهای خودالحاقی است تا آنجا که به جمعها، مضربهای اسکالر و معکوسها مربوط میشود؛ حتی بخش: تبدیلهای خودالحاقی ، قضیه ۲، معتبر باقی میماند اگر در سراسر آن «خودالحاقی» را با «مثبت» جایگزین کنیم. همچنین درست است که اگر و مثبت باشند، آنگاه یک شرط لازم و کافی برای اینکه (یا ) مثبت باشد این است که (یعنی اینکه و جابهجا شوند)، اما مجبور خواهیم بود اثبات این گزاره را برای مدتی به تعویق بیندازیم.
تمرینها
تمرین ۱. تحت چه شرایطی روی یک تبدیل خطی ، تابع دو متغیره، که مقدار آن در و برابر با است، شرایط یک ضرب داخلی را برآورده میکند؟
تمرین ۲. کدام یک از ماتریسهای زیر مثبت هستند؟
۲
- .
- .
- .
- .
- .
تمرین ۳. برای چه مقادیری از ماتریس مثبت است؟
تمرین ۴.
- اگر خودالحاقی باشد، آنگاه حقیقی است.
- اگر ، آنگاه .
تمرین ۵.
- مثالی از یک ماتریس مثبت بیاورید که برخی از درایههای آن منفی باشند.
- مثالی از یک ماتریس نامثبت بیاورید که تمام درایههای آن مثبت باشند.
تمرین ۶. یک شرط لازم و کافی برای اینکه یک ماتریس دو در دو (که به عنوان یک تبدیل خطی روی در نظر گرفته میشود) مثبت باشد این است که متقارن هرمیتی باشد (یعنی اینکه و حقیقی باشند و ) و اینکه ، ، و .
تمرین ۷. متناظر با هر دنباله از بردار در یک فضای ضرب داخلی، یک ماتریس در (نه یک تبدیل خطی) وجود دارد که گرامی نامیده میشود و با نشان داده میشود؛ عنصر در سطر ام و ستون ام برابر با ضرب داخلی است. اثبات کنید که هر گرامی یک ماتریس مثبت است.
تمرین ۸. اگر و بردارهای غیرصفر باشند (در یک فضای ضرب داخلی با بعد متناهی)، آنگاه یک شرط لازم و کافی برای اینکه یک تبدیل مثبت وجود داشته باشد به طوری که این است که .
تمرین ۹.
- اگر ماتریسهای و به عنوان تبدیلهای خطی روی در نظر گرفته شوند، و اگر یک ماتریس هرمیتی (تبدیل خطی روی ) باشد به طوری که و ، آنگاه که در آن و اعداد حقیقی مثبت هستند و .
- اگر، علاوه بر این، ، آنگاه . در اصطلاحات امروزی، این واقعیتها در کنار هم نشان میدهند که ماتریسهای هرمیتی با ترتیبی که توسط مفهوم مثبت بودن القا میشود، یک شبکه تشکیل نمیدهند. در حالت حقیقی، اگر ماتریس به عنوان نقطه در فضای سهبعدی تفسیر شود، ترتیب و ویژگی غیرشبکهای آن جلوه هندسی جالبی به خود میگیرد.